دیابت

با استفاده از دستگاه گلوکومتر، قبل از صبحانه و دو ساعت بعد از غذا قند خون خود را اندازه بگیرید و نتایج را یادداشت کنید تا پزشک بررسی کند.

انسولین هورمونی است که توسط پانکراس ترشح می‌شود و قند خون را با انتقال گلوکز به سلول‌ها کنترل می‌کند.

انسولین در دیابت نوع ۱ همیشه لازم است. در دیابت نوع ۲ زمانی تجویز می‌شود که داروهای خوراکی کافی نباشند یا شرایط خاص مانند بارداری و بیماری‌های شدید ایجاد شود.

انسولین‌ها به دسته‌های سریع‌الاثر، کوتاه‌اثر، متوسط‌الاثر و طولانی‌اثر تقسیم می‌شوند که هرکدام مدت اثر متفاوتی دارند.

با تکنیک صحیح تزریق، استفاده از سرنگ یا قلم انسولین نازک و تغییر محل تزریق، درد به حداقل می‌رسد.

بسته به نوع انسولین (سریع‌الاثر، متوسط، یا طولانی‌اثر) زمان تزریق متفاوت است و باید دقیقاً طبق دستور پزشک انجام شود.

با استفاده از کیف خنک‌ نگهدارنده و یخ خشک (ژل پک)، در دمای مناسب حفظ کنید و هرگز در چمدان چک‌شده قرار ندهید.

حداکثر دو برابر میزان لازم دارو همراه داشته باشید تا در صورت تاخیر یا گم‌شدن مشکلی پیش نیاید.

میان‌وعده سالم همراه داشته باشید، آب کافی بنوشید و در صورت تغییر منطقه زمانی، زمان‌بندی دارو را با پزشک تنظیم کنید.

حداقل ۱۵۰ دقیقه ورزش هوازی با شدت متوسط در هفته همراه با ۲–۳ جلسه تمرین مقاومتی.

بله؛ پیاده‌روی تند روزانه باعث افزایش حساسیت به انسولین و کاهش قند خون می‌شود.

ورزش‌های هوازی سبک، پیاده‌روی، شنا، یوگا و تمرینات مقاومتی با شدت کنترل‌شده برای شروع مناسب هستند.

خیر، بیماران دیابتی نوع ۱ که نیاز به انسولین دارند، در معرض خطر هیپوگلیسمی شدید هستند و نباید روزه بگیرند.

اگر قند خون پایین‌تر از 70 mg/dl یا بالاتر از 300 mg/dl باشد، یا علائم جدی مانند تغییرات هوشیاری باشد، باید روزه فوراً شکسته شود.

خیر، اندازه‌گیری قند خون حتی در هنگام روزه‌داری مجاز است و روزه را باطل نمی‌کند.

قند خون بالا یا هایپرگلیسمی به افزایش غیرطبیعی مقدار گلوکز در خون گفته می شود. دیابت یکی از مهم ترین علل قند خون بالا است، اما عوامل دیگری مانند استرس، بیماری، برخی داروها و بعضی اختلالات هورمونی نیز می توانند باعث افزایش قند خون شوند.

تشنگی زیاد، تکرر ادرار، خشکی دهان، خستگی، تاری دید، افزایش گرسنگی و در برخی موارد کاهش وزن از علائم احتمالی قند خون بالا هستند. با این حال، قند خون بالا به ویژه در مراحل اولیه ممکن است هیچ علامتی ایجاد نکند.

قند خون 200 میلی گرم در دسی لیتر بالا محسوب می شود، اما اهمیت آن به زمان اندازه گیری و شرایط فرد بستگی دارد. اگر این عدد به صورت مکرر دیده شود یا همراه با علائم دیابت باشد، باید توسط پزشک بررسی شود.

قند خون حدود 300 میلی گرم در دسی لیتر یا بیشتر افزایش قابل توجه قند خون است و نباید نادیده گرفته شود. اگر همراه با تهوع، استفراغ، درد شکم، تنفس سریع یا عمیق، گیجی یا کاهش سطح هوشیاری باشد، مراجعه فوری به مرکز درمانی ضروری است.

پدیده سحرگاهی، تغییرات هورمونی، نوع و زمان مصرف دارو یا انسولین، رژیم غذایی، خواب و عوامل دیگر می توانند باعث بالا بودن قند خون صبحگاهی شوند. اگر این وضعیت تکرار می شود، علت آن باید توسط پزشک بررسی شود.

افزایش قند خون بعد از غذا تا حدی طبیعی است، اما در افراد مبتلا به دیابت ممکن است قند خون بیش از حد افزایش پیدا کند یا برای مدت طولانی بالا بماند. مقدار کربوهیدرات، نوع غذا، داروها، فعالیت بدنی و حساسیت بدن به انسولین در این موضوع نقش دارند.

مصرف آب کافی به جلوگیری از کم آبی بدن در هنگام بالا بودن قند خون کمک می کند، اما آب به تنهایی درمان قند خون بالا نیست و نمی تواند جایگزین دارو یا انسولین شود.

پیاده روی و فعالیت بدنی منظم می توانند به کنترل قند خون کمک کنند. با این حال، در صورت افزایش شدید قند خون یا احتمال وجود کتون، انجام ورزش بدون بررسی شرایط می تواند مناسب نباشد و باید طبق توصیه پزشک عمل شود.

یک ماده غذایی خاص نمی تواند جایگزین درمان قند خون بالا شود. برای کنترل قند خون باید مقدار و نوع کربوهیدرات، اندازه وعده های غذایی، مصرف سبزیجات و فیبر و کیفیت کلی رژیم غذایی مورد توجه قرار گیرد.

خیر. بیماری، استرس شدید، برخی داروها و بعضی شرایط پزشکی می توانند باعث افزایش قند خون شوند. اگر قند خون در چند نوبت بالا باشد، باید احتمال پیش دیابت یا دیابت بررسی شود.

بله. به ویژه در دیابت نوع 2 ممکن است قند خون برای مدت طولانی بالا باشد بدون اینکه فرد علامت مشخصی داشته باشد. به همین دلیل انجام آزمایش های مناسب در افراد در معرض خطر اهمیت دارد.

بله. افزایش قابل توجه قند خون می تواند باعث دفع بیشتر گلوکز و آب از طریق ادرار شود و در نتیجه تشنگی و خشکی دهان ایجاد کند.

بله. تغییرات قند خون می تواند به صورت موقت باعث تغییر دید و تاری دید شود. همچنین بالا بودن طولانی مدت قند خون می تواند به شبکیه چشم آسیب برساند و باعث رتینوپاتی دیابتی شود.

بله. استرس جسمی یا روانی می تواند با افزایش هورمون هایی مانند کورتیزول و آدرنالین باعث افزایش قند خون شود. این افزایش در افراد مبتلا به دیابت ممکن است بیشتر قابل توجه باشد.

قند خون بسیار بالا، به ویژه اگر همراه با استفراغ، درد شکم، تنفس سریع یا عمیق، کم آبی شدید، گیجی، خواب آلودگی شدید یا کاهش سطح هوشیاری باشد، می تواند نشانه یک وضعیت اورژانسی باشد و نیاز به ارزیابی فوری پزشکی دارد.

افت قند خون یا هیپوگلیسمی وضعیتی است که در آن مقدار گلوکز خون بیش از حد پایین می آید. در بسیاری از افراد مبتلا به دیابت، قند خون کمتر از 70 میلی گرم در دسی لیتر به عنوان محدوده هشدار در نظر گرفته می شود.

قند خون زیر 70 میلی گرم در دسی لیتر در بسیاری از افراد مبتلا به دیابت محدوده هشدار افت قند است و باید برای اصلاح آن اقدام شود. افت قند شدیدتر، به ویژه زیر 54 میلی گرم در دسی لیتر، اهمیت بیشتری دارد و نیازمند توجه فوری است.

در فرد هوشیار، معمولا حدود 15 گرم کربوهیدرات سریع الاثر مانند قرص گلوکز، ژل گلوکز، آبمیوه معمولی یا نوشابه معمولی حاوی قند استفاده می شود و حدود 15 دقیقه بعد قند خون دوباره بررسی می شود.

قانون 15-15 یعنی مصرف حدود 15 گرم کربوهیدرات سریع الاثر، انتظار حدود 15 دقیقه و سپس اندازه گیری مجدد قند خون. اگر قند همچنان پایین باشد، درمان باید تکرار شود.

به فرد بیهوش یا فردی که نمی تواند به درستی بلع کند نباید غذا یا نوشیدنی داد. باید با اورژانس تماس گرفت و اگر گلوکاگون برای بیمار تجویز شده و در دسترس است، طبق دستورالعمل استفاده شود.

شکلات برای درمان اولیه افت قند خون انتخاب مناسبی نیست، زیرا چربی موجود در آن می تواند سرعت جذب قند را کاهش دهد. برای درمان اولیه، کربوهیدرات سریع الاثر مانند قرص گلوکز یا آبمیوه معمولی مناسب تر است.

خیر. افت قند خون می تواند در افراد بدون دیابت نیز اتفاق بیفتد، اما در این افراد کمتر شایع است و اگر تکرار شود باید علت آن بررسی شود.

بله. فعالیت بدنی می تواند مصرف گلوکز توسط عضلات را افزایش دهد و در افراد مبتلا به دیابت که انسولین یا بعضی داروهای کاهنده قند مصرف می کنند، خطر افت قند را افزایش دهد.

بله. افت قند خون ممکن است در طول شب اتفاق بیفتد. تعریق زیاد، کابوس، بیدار شدن با سردرد یا خستگی شدید صبحگاهی می تواند در بعضی افراد با افت قند شبانه ارتباط داشته باشد.

افت شدید قند خون می تواند عملکرد مغز را مختل کند و در موارد شدید باعث تشنج و بیهوشی شود. تشنج یا کاهش سطح هوشیاری نیازمند اقدام اورژانسی است.

تکرار افت قند خون می تواند باعث کاهش توانایی بدن برای ایجاد علائم هشداردهنده شود. این وضعیت عدم آگاهی از افت قند خون نام دارد و می تواند خطر افت قند شدید را افزایش دهد.

افت واقعی قند خون بعد از غذا در افراد سالم وضعیت معمولی نیست. اگر علائمی مانند لرزش، ضعف یا تعریق بعد از غذا به صورت مکرر ایجاد می شود، بهتر است هنگام بروز علائم قند خون اندازه گیری شود و در صورت تایید افت قند، علت آن توسط پزشک بررسی شود.

افت قند خون مکرر می تواند خطرناک باشد و همچنین ممکن است باعث کاهش آگاهی فرد از علائم افت قند شود. در صورت تکرار افت قند، برنامه دارویی، تغذیه، فعالیت بدنی و بیماری های زمینه ای باید توسط پزشک بررسی شود.

HbA1c آزمایشی است که میزان هموگلوبین متصل به گلوکز را اندازه گیری می کند و وضعیت متوسط قند خون در چند ماه گذشته را نشان می دهد.

HbA1c کمتر از 5.7 درصد معمولا در محدوده طبیعی قرار دارد. مقدار 5.7 تا 6.4 درصد در محدوده پیش دیابت و 6.5 درصد یا بیشتر در محدوده تشخیصی دیابت قرار می گیرد.

HbA1c برابر 6 درصد در محدوده پیش دیابت قرار می گیرد و نشان می دهد میانگین قند خون فرد بالاتر از محدوده طبیعی بوده است. این نتیجه به معنی دیابت قطعی نیست، اما نیازمند توجه به عوامل خطر و اصلاح سبک زندگی است.

HbA1c برابر 6.5 درصد در محدوده تشخیصی دیابت قرار دارد. اگر فرد علامت واضح افزایش قند خون نداشته باشد، معمولا لازم است نتیجه با آزمایش مناسب دیگری تایید شود.

HbA1c برابر 7 درصد در محدوده دیابت قرار دارد. برای بسیاری از بزرگسالان مبتلا به دیابت، هدف درمانی نزدیک به کمتر از 7 درصد در نظر گرفته می شود، اما هدف مناسب برای هر بیمار باید به صورت فردی تعیین شود.

خیر. برای انجام آزمایش HbA1c به طور معمول نیازی به ناشتایی نیست و آزمایش را می توان در هر ساعت از روز انجام داد.

HbA1c در میان مردم به نام قند سه ماهه شناخته می شود، زیرا وضعیت قند خون در چند ماه گذشته را منعکس می کند. با این حال، HbA1c دقیقا میانگین ساده قند خون در سه ماه نیست و قند خون هفته های اخیر تاثیر بیشتری بر نتیجه دارد.

خیر. HbA1c در محدوده 6.5 درصد یا بیشتر معیار تشخیصی دیابت محسوب می شود، اما در فردی که افزایش واضح قند خون یا علائم مشخص ندارد، تشخیص معمولا باید با آزمایش دوم تایید شود. همچنین بعضی بیماری های خونی می توانند نتیجه HbA1c را تحت تاثیر قرار دهند.

بله. برخی انواع تالاسمی و سایر اختلالات هموگلوبین می توانند با تغییر طول عمر گلبول های قرمز یا تداخل با روش آزمایش، باعث شوند HbA1c به تنهایی شاخص کاملا قابل اعتمادی برای وضعیت قند خون نباشد.

اصلاح تغذیه، فعالیت بدنی، کاهش وزن در صورت نیاز، مصرف منظم داروهای تجویز شده و پیگیری پزشکی می توانند به کاهش HbA1c کمک کنند. برنامه درمانی باید بر اساس شرایط هر فرد تعیین شود و نباید داروهای دیابت بدون نظر پزشک تغییر کنند.

زخم پای دیابتی نوعی آسیب پوستی در پا یا قسمت پایین اندام تحتانی فرد مبتلا به دیابت است که معمولا در ارتباط با عواملی مانند نوروپاتی، کاهش حس محافظتی، فشار مکانیکی، تغییر شکل پا و اختلال جریان خون ایجاد می شود.

خیر. در صورت وجود نوروپاتی دیابتی ممکن است حس درد کاهش یافته باشد و زخم حتی بدون درد قابل توجه ایجاد شود. بنابراین نبود درد به معنی بی خطر بودن زخم نیست.

بریدگی، تاول، ترک پوست، قرمزی، تورم، پینه، تغییر رنگ پوست یا هرگونه آسیب جدید به پوست پا می تواند از علائم اولیه باشد و در فرد مبتلا به دیابت باید جدی گرفته شود.

مراقبت از زخم در خانه ممکن است بخشی از برنامه درمانی باشد، اما زخم باز پای دیابتی باید توسط پزشک یا تیم تخصصی ارزیابی شود. نوع پانسمان، نیاز به دبریدمان، کاهش فشار، بررسی عفونت و ارزیابی خون رسانی باید بر اساس وضعیت زخم تعیین شود.

خیر. زخم به تنهایی به معنی عفونت نیست. آنتی بیوتیک زمانی استفاده می شود که عفونت وجود داشته باشد و انتخاب دارو و مدت درمان به شدت و شرایط عفونت بستگی دارد.

نوروپاتی، کاهش جریان خون، فشار مداوم روی زخم، عفونت و کنترل نامناسب دیابت می توانند روند ترمیم را مختل کنند. به همین دلیل درمان موفق معمولا نیازمند بررسی همزمان چند عامل است.

در بسیاری از زخم های کف پا، فشار مکانیکی می تواند مانع ترمیم شود. میزان و نوع کاهش فشار باید بر اساس محل و وضعیت زخم توسط پزشک یا تیم تخصصی تعیین شود.

بررسی روزانه پا، استفاده از کفش مناسب، نرفتن با پای برهنه، کنترل دیابت، ترک سیگار، مراقبت مناسب از پوست و ناخن و معاینه منظم پا از مهم ترین اقدامات پیشگیرانه هستند.

پینه می تواند نشانه افزایش فشار مکانیکی روی یک قسمت از پا باشد و در افراد مبتلا به کاهش حس محافظتی می تواند با افزایش خطر زخم همراه باشد. بهتر است پینه و میخچه توسط فرد متخصص ارزیابی شوند و فرد به صورت خودسرانه آنها را با تیغ یا ابزارهای دیگر نبرد.

گسترش سریع قرمزی یا تورم، ترشح چرکی، تغییر رنگ سیاه یا خاکستری، تب و لرز، بدحال شدن عمومی، مشاهده بافت عمقی یا استخوان و زخمی که بهبود پیدا نمی کند از علائمی هستند که نیاز به ارزیابی سریع پزشکی دارند.

پیش دیابت وضعیتی است که قند خون یا HbA1c بالاتر از محدوده طبیعی قرار دارد، اما هنوز به محدوده تشخیصی دیابت نرسیده است.

در افراد غیر باردار، قند خون ناشتا بین 100 تا 125 میلی گرم در دسی لیتر در محدوده پیش دیابت قرار می گیرد.

HbA1c بین 5.7 تا 6.4 درصد در محدوده پیش دیابت قرار دارد.

پیش دیابت معمولا علامت مشخصی ندارد و بسیاری از افراد تنها با انجام آزمایش متوجه آن می شوند.

در بسیاری از افراد، اصلاح سبک زندگی، کاهش وزن در صورت اضافه وزن و افزایش فعالیت بدنی می تواند قند خون را کاهش دهد و آن را به محدوده طبیعی برگرداند.

خیر. پیش دیابت خطر ابتلا به دیابت نوع 2 را افزایش می دهد، اما تبدیل آن به دیابت قطعی نیست و می توان با اقدامات مناسب این خطر را کاهش یا روند آن را به تاخیر انداخت.

خیر. متفورمین برای همه افراد مبتلا به پیش دیابت لازم نیست. در بعضی افراد با خطر بالاتر، پزشک ممکن است استفاده از آن را در کنار اصلاح سبک زندگی در نظر بگیرد.

برای بسیاری از بزرگسالان در معرض خطر، هدف حداقل 150 دقیقه فعالیت بدنی با شدت متوسط در هفته است. نوع و شدت فعالیت باید با شرایط جسمی فرد متناسب باشد.

دستگاه خانگی برای پایش قند خون مفید است، اما تشخیص پیش دیابت باید با آزمایش معتبر و ارزیابی پزشکی انجام شود.

HbA1c برابر 6 درصد در محدوده پیش دیابت قرار می گیرد و به تنهایی به معنای ابتلا به دیابت نیست. با این حال، این نتیجه نشان دهنده افزایش خطر ابتلا به دیابت در آینده است و بهتر است عوامل خطر و سبک زندگی بررسی شوند.

قند ناشتا 110 میلی گرم در دسی لیتر در محدوده پیش دیابت قرار می گیرد و به تنهایی معیار تشخیص دیابت نیست.

برای افراد مبتلا به پیش دیابت، پیگیری آزمایش معمولا به صورت سالانه توصیه می شود. پزشک ممکن است با توجه به میزان خطر، نتیجه آزمایش و شرایط فرد فاصله متفاوتی تعیین کند.

تیروئید

گره یا ندول تیروئید نوعی برجستگی است که اکثرا از خود نسج تیروئید منشا می گیرد و در داخل یا بر سطح آن رشد می کند . در اکثر موارد غده تیروئید دارای عملکرد طبیعی است. گره های تیروئید شایع هستند. اغلب افراد از وجود گره در تیروئید خود بی اطلاع هستند و در اکثر موارد این گره ها بطور اتفاقی توسط پزشک بهنگام معاینه بیمار و گاها نیز توسط خود بیمار یا اطرافیان کشف می شوند. گره تیروئید ممکن است منفرد بوده ویا قسمتی از یک گواتر چند گره ای باشد. گره های تیروئید معمولا تجمعی از سلول های تیروئید بوده و اصطلاحا توپر هستند اما ممکن است حفره ای پر از مایع باشد که کیست تیروئید نامیده می شود.

پركاري تيروئيد حالتي است كه باعث مي‌شود مقدار زياد هورمون به بافت‌هاي بدن برسد. اگرچه علل متفاوتي براي پركاري تيروئيد وجود دارد اما علائم و نشانه‌هاي آن مشابه است. به علت افزايش سوخت و ساز بدن بيماران نسبت به اطرافيان احساس گرماي بيشتري مي‌كنند, اغلب با وجود مصرف غذاي زياد كاهش وزن دارند.

بله، قرص لووتیروکسین باید صبح ناشتا و با یک لیوان آب مصرف شود و تا ۳۰-۶۰ دقیقه بعد از آن چیزی نخورید.

مصرف متعادل مواد غذایی حاوی ید، سلنیوم و روی به بهبود عملکرد تیروئید کمک می‌کند. همچنین از مصرف بیش از حد سویا و کلم خام خودداری کنید.

بیشتر موارد نیاز به درمان مادام‌العمر با لووتیروکسین دارند، اما با تنظیم دارو علائم کاملاً کنترل می‌شود.

تفسیر آزمایش TSH بالا معمولا نشان‌دهنده کم‌کاری تیروئید است و باید همراه با Free T4 بررسی شود.

تفسیر آزمایش TSH پایین می‌تواند نشانه پرکاری تیروئید باشد. در این شرایط Free T3 و Free T4 هم بررسی می‌شوند.

بسته به نوع آزمایشگاه و تعداد آزمایش‌ها، هزینه متفاوت است. معمولا شامل TSH، T4، T3 و آنتی‌بادی‌ها می‌شود.

سطح هورمون‌های تیروئید بر سلامت مادر و رشد جنین تاثیر مستقیم دارد. بنابراین توصیه می‌شود در دوران بارداری آزمایش تیروئید انجام شود.

هر زمان از روز می‌توان آزمایش تیروئید داد. اما باید توجه داشت که داروهای تیروئید یا مکمل‌ها قبل از آزمایش مصرف نشوند.

به‌دلیل افزایش نیاز هورمونی و حجم خون، معمولاً با تشخیص بارداری دوز لووتیروکسین حدود ۲۰–۵۰٪ افزایش داده می‌شود.

نیاز به ید در بارداری حدود ۲۵۰ میکروگرم در روز است؛ معمولاً از طریق مولتی‌ویتامین پریناتال تأمین می‌شود.

TSH باید در سه‌ماهه اول <2.5 mIU/L و در ادامه بارداری <3.0 حفظ شود، با کنترل هر ۴–۶ هفته.

خیر. درمان اصلی کم‌کاری تیروئید مصرف داروی لووتیروکسین است. اما تغذیه مناسب می‌تواند به بهبود علائم و کیفیت زندگی کمک کند.

ماهی‌های دریایی، تخم‌مرغ، آجیل برزیلی، حبوبات، میوه‌ها، سبزیجات پخته و غلات کامل از جمله مواد غذایی مفید برای بیماران کم‌کاری تیروئید هستند.

سویا و محصولات آن، کلم و بروکلی خام، فست‌فود، غذاهای چرب و شیرینی‌جات باید محدود شوند. همچنین نباید بلافاصله بعد از مصرف دارو چای یا قهوه نوشید.

خیر. قهوه و چای می‌توانند جذب لووتیروکسین را کاهش دهند. بهتر است دارو ناشتا مصرف شود و حداقل ۳۰ دقیقه بعد از آن چای یا قهوه نوشیده شود.

در بیشتر بیماران نیازی به مکمل ید نیست و حتی ممکن است مضر باشد. مصرف ید باید طبق نظر پزشک متخصص انجام شود.

اگر درمان نشود بله؛ ممکن است باعث سقط جنین، زایمان زودرس یا مشکلات رشد جنین شود. با درمان صحیح خطری مادر و جنین را تهدید نمی‌کند.

بله. لووتیروکسین برای کم‌کاری بی‌خطر است و باید طبق نظر پزشک مصرف شود. داروهای ضدتیروئید در پرکاری نیز با احتیاط و دوز کنترل‌شده تجویز می‌شوند.

در صورت سابقه بیماری تیروئید یا تشخیص مشکل، هر ۶ تا ۸ هفته یکبار باید آزمایش TSH و Free T4 انجام شود.

بله. رژیم غذایی سالم (پروتئین، سبزیجات پخته، غلات کامل) می‌تواند به بهبود وضعیت کمک کند. اما جایگزین دارو نیست.

در بعضی موارد بله. اختلالات تیروئید می‌توانند باعث کاهش یا افزایش شیر شوند، اما معمولاً با درمان صحیح مشکل برطرف می‌شود.

بله، بیشتر بیماران باید به طور مادام‌العمر لووتیروکسین مصرف کنند تا سطح هورمون‌های تیروئید متعادل بماند.

اغلب بیماران بعد از ۲ تا ۳ هفته می‌توانند به فعالیت‌های روزمره برگردند، اما ورزش سنگین باید با تأیید پزشک شروع شود.

بله، تغییر صدا یا گرفتگی ممکن است رخ دهد ولی معمولاً طی چند هفته تا چند ماه بهبود می‌یابد.

غذاهای نرم و سبک مانند سوپ، ماهی بخارپز، سبزیجات پخته و میوه‌ها توصیه می‌شود. غذاهای پرچرب و کافئین زیاد باید محدود شوند.

اولین ویزیت معمولاً یک هفته بعد از عمل است. سپس بر اساس آزمایش‌ها و شرایط بیمار، مراجعات منظم (هر چند هفته یا ماه) نیاز خواهد بود.

خیر. هاشیموتو یک بیماری خودایمنی است که می تواند به کم کاری تیروئید منجر شود. ممکن است در مراحل اولیه هاشیموتو، عملکرد تیروئید هنوز طبیعی باشد.

خیر. مثبت بودن Anti-TPO به تنهایی الزاماً نیاز به درمان با لووتیروکسین ایجاد نمی کند. تصمیم درمانی بر اساس عملکرد تیروئید، علائم و شرایط بیمار گرفته می شود.

هاشیموتو یک بیماری خودایمنی مزمن است، اما اختلال عملکرد تیروئید ناشی از آن معمولاً قابل کنترل است. در صورت ایجاد کم کاری تیروئید، لووتیروکسین درمان اصلی است.

کم کاری تیروئید ناشی از هاشیموتو می تواند با افزایش وزن همراه باشد، اما هر افزایش وزنی در فرد مبتلا به هاشیموتو الزاماً ناشی از اختلال تیروئید نیست.

TSH و Free T4 برای ارزیابی عملکرد تیروئید اهمیت دارند و آزمایش Anti-TPO می تواند به شناسایی زمینه خودایمنی کمک کند. تفسیر آزمایش ها باید توسط پزشک انجام شود.

کم کاری تیروئید یا Hypothyroidism وضعیتی است که در آن غده تیروئید هورمون کافی تولید نمی کند. این بیماری می تواند باعث خستگی، احساس سرما، افزایش وزن، خشکی پوست، یبوست و علائم دیگر شود.

خستگی، احساس سرما، افزایش وزن، خشکی پوست، یبوست، ریزش مو، خواب آلودگی، کاهش تمرکز و اختلالات قاعدگی از علائم شایع کم کاری تیروئید هستند.

TSH بالا می تواند نشانه کاهش عملکرد تیروئید باشد، اما برای تشخیص دقیق باید T4 آزاد و شرایط بالینی فرد نیز بررسی شود.

T4 آزاد پایین می تواند نشان دهنده کمبود هورمون تیروئید باشد، اما برای مشخص کردن علت باید TSH و سایر شرایط بالینی نیز بررسی شوند.

بیماری خود ایمنی هاشیموتو یکی از شایع ترین علت های کم کاری تیروئید است. البته جراحی تیروئید، ید رادیواکتیو، برخی داروها و سایر عوامل نیز می توانند باعث کم کاری تیروئید شوند.

کم کاری تیروئید می تواند باعث افزایش وزن شود، اما همه موارد اضافه وزن به دلیل تیروئید نیستند و عوامل متعدد دیگری نیز بر وزن تاثیر دارند.

بله. اختلال عملکرد تیروئید می تواند باعث ریزش یا نازک شدن مو شود. با درمان مناسب، وضعیت مو در بسیاری از افراد به تدریج بهتر می شود.

بله. درمان اصلی کم کاری تیروئید در بیشتر بیماران جایگزین کردن هورمون تیروئید با دارویی مانند لووتیروکسین است.

لووتیروکسین معمولا برای جذب بهتر با معده خالی مصرف می شود. یکی از روش های رایج مصرف آن 30 تا 60 دقیقه قبل از صبحانه است. برنامه دقیق مصرف باید طبق توصیه پزشک باشد.

بله. مکمل های کلسیم و آهن می توانند جذب لووتیروکسین را کاهش دهند. معمولا لازم است بین مصرف آنها و لووتیروکسین چند ساعت فاصله وجود داشته باشد.

کم کاری تیروئید درمان نشده در دوران بارداری می تواند برای مادر و جنین مشکل ایجاد کند. بنابراین کنترل مناسب عملکرد تیروئید و تنظیم دارو زیر نظر پزشک اهمیت زیادی دارد.

خیر. بعضی انواع کم کاری تیروئید موقتی هستند، اما در بیماری هایی مانند هاشیموتو یا پس از برداشتن کامل تیروئید، درمان معمولا طولانی مدت و گاهی مادام العمر است.

بیشتر افراد مبتلا به کم کاری تیروئید به رژیم غذایی بسیار محدود کننده نیاز ندارند. تغذیه متعادل و پرهیز از مصرف خودسرانه مکمل های ید یا محصولات تبلیغاتی مرتبط با تیروئید اهمیت بیشتری دارد.

یک علامت مشخص برای همه بیماران وجود ندارد، اما کاهش وزن، تپش قلب، لرزش دست، تعریق، عدم تحمل گرما، اضطراب و ضعف عضلات از علائم شایع هستند.

خیر. TSH پایین باید در کنار Free T4، T3، علائم بیمار، داروهای مصرفی و شرایط بالینی تفسیر شود. برخی شرایط نیز می توانند باعث کاهش TSH شوند بدون اینکه پرکاری واقعی تیروئید وجود داشته باشد.

بله. افزایش فعالیت متابولیک در پرکاری تیروئید می تواند باعث کاهش وزن شود، حتی در صورتی که اشتهای فرد افزایش یافته باشد.

بله. افزایش هورمون های تیروئیدی می تواند ضربان قلب را افزایش دهد و در بعضی افراد باعث تپش قلب یا اختلال ریتم قلب شود.

بله. بسته به علت بیماری می توان از داروهای ضد تیروئید، ید رادیواکتیو یا جراحی استفاده کرد. در برخی انواع تیروئیدیت نیز ممکن است بیماری پس از یک دوره بهبود پیدا کند.

خیر. گریوز یکی از علل پرکاری تیروئید است و شایع ترین علت آن محسوب می شود. همه بیماران مبتلا به پرکاری تیروئید بیماری گریوز ندارند.

پرکاری خفیف ممکن است مشکل جدی ایجاد نکند، اما پرکاری شدید و کنترل نشده می تواند برای مادر و جنین خطرناک باشد. درمان باید با توجه به مرحله بارداری و تحت نظر پزشک انجام شود.

ید رادیواکتیو یکی از درمان های موثر برخی انواع پرکاری تیروئید است، اما برای همه بیماران مناسب نیست و در دوران بارداری و شیردهی استفاده نمی شود.

بله. پس از ید رادیواکتیو یا برداشتن کامل تیروئید با جراحی، کم کاری تیروئید ممکن است ایجاد شود. در این شرایط معمولا با مصرف هورمون تیروئید می توان عملکرد هورمونی بدن را تنظیم کرد.

خیر. بیشتر ندول های تیروئید خوش خیم هستند. برای تعیین احتمال بدخیمی، ندول بر اساس معاینه، آزمایش ها و به ویژه ویژگی های سونوگرافی ارزیابی می شود و در موارد لازم FNA انجام می شود.

برخی ندول ها ممکن است در اندازه تغییر کنند و بعضی ضایعات کیستیک نیز ممکن است کوچک شوند، اما نمی توان انتظار داشت همه ندول ها خود به خود از بین بروند. پیگیری باید بر اساس نوع و سطح خطر ندول انجام شود.

در بیشتر موارد خیر. با این حال، برخی ندول ها می توانند بدخیم باشند و به همین دلیل ارزیابی مناسب آنها اهمیت دارد.

همه ندول ها نیاز به نمونه برداری ندارند. نیاز به FNA بر اساس اندازه، ویژگی های سونوگرافی، سطح خطر در سیستم هایی مانند ACR TI-RADS و شرایط بالینی بیمار تعیین می شود.

TIRADS یک سیستم طبقه بندی خطر ندول های تیروئید بر اساس ویژگی های سونوگرافی است. ACR TI-RADS ندول ها را از TR1 تا TR5 طبقه بندی می کند و بر اساس سطح خطر و اندازه، درباره پیگیری یا FNA توصیه ارائه می دهد.

یک عدد ثابت برای همه ندول ها وجود ندارد. برای مثال در ACR TI-RADS، آستانه FNA برای TR5 از 1 سانتی متر، برای TR4 از 1.5 سانتی متر و برای TR3 از 2.5 سانتی متر است. سیستم های دیگر ممکن است معیارهای متفاوتی داشته باشند.

بیشتر ندول ها عملکرد طبیعی تیروئید را تغییر نمی دهند. کم کاری تیروئید ممکن است به علت بیماری زمینه ای تیروئید مانند هاشیموتو وجود داشته باشد و همزمان ندول نیز دیده شود.

خیر. سرد بودن ندول در اسکن هسته ای به تنهایی به معنی سرطان نیست. خطر بدخیمی با توجه به سونوگرافی، اندازه، سابقه بیمار و در صورت نیاز FNA ارزیابی می شود.

معمولا نه. بسیاری از ندول های خوش خیم فقط به پیگیری نیاز دارند. در صورت رشد قابل توجه، ایجاد علائم فشاری، تغییرات مشکوک یا وجود شرایط خاص ممکن است درمان یا جراحی مطرح شود.

بله. سونوگرافی روش اصلی برای بررسی ساختار ندول های تیروئید است و می تواند اندازه، ترکیب، شکل، حاشیه و بسیاری از ویژگی های مهم آن را مشخص کند.

خطر سرطان تیروئید به نوع و مرحله بیماری بستگی دارد. بسیاری از سرطان های پاپیلری و فولیکولار پیش آگهی بسیار خوبی دارند، اما سرطان های آناپلاستیک و بعضی بیماری های پیشرفته رفتار تهاجمی تری دارند.

یکی از شایع ترین نشانه ها وجود یک توده یا ندول جدید در گردن است. با این حال، بسیاری از سرطان های تیروئید در مراحل اولیه هیچ علامت مشخصی ندارند.

خیر. TSH بیشتر عملکرد تیروئید را نشان می دهد و بسیاری از بیماران مبتلا به سرطان تیروئید می توانند TSH طبیعی داشته باشند.

در بسیاری از بیماران، به ویژه در مراحل محدود و کم خطر، سرطان پاپیلری تیروئید با درمان مناسب بسیار خوب کنترل یا درمان می شود.

بله. انتشار به غدد لنفاوی گردن در سرطان پاپیلری نسبتا شایع است، اما وجود درگیری غدد لنفاوی به تنهایی به معنی پیش آگهی نامطلوب یا غیرقابل درمان بودن بیماری نیست.

خیر. بسیاری از ندول های تیروئید خوش خیم هستند و فقط بعضی ندول ها بر اساس ویژگی های سونوگرافی و عوامل خطر نیاز به نمونه برداری دارند.

آزمایش های عملکرد تیروئید مانند TSH به تنهایی برای تشخیص سرطان کافی نیستند. تشخیص معمولا بر اساس معاینه، سونوگرافی و در موارد لازم FNA و بررسی پاتولوژی انجام می شود.

پس از برداشتن کامل تیروئید معمولا مصرف لووتیروکسین لازم است. بعد از لوبکتومی، بعضی بیماران ممکن است به درمان هورمونی نیاز نداشته باشند.

خیر. ید رادیواکتیو بیشتر در بعضی بیماران مبتلا به سرطان های متمایز شده تیروئید و بر اساس خطر عود و میزان گسترش بیماری استفاده می شود.

بعضی سرطان های تیروئید می توانند پس از درمان عود کنند. احتمال عود به نوع سرطان و ویژگی های تومور بستگی دارد و به همین دلیل پیگیری پس از درمان اهمیت دارد.

طول عمر به نوع سرطان، مرحله بیماری، سن، ویژگی های تومور و پاسخ به درمان بستگی دارد. در بسیاری از سرطان های تیروئید، به ویژه انواع متمایز شده و بیماری محدود، بقای طولانی مدت بسیار خوب است.

برخی انواع سرطان تیروئید می توانند جدی و تهدیدکننده زندگی باشند، به ویژه بیماری های پیشرفته و سرطان آناپلاستیک. با این حال، بسیاری از موارد سرطان پاپیلری و فولیکولار با درمان مناسب پیش آگهی بسیار خوبی دارند.

پاراتیروئید

آدنوم پاراتیروئید یک تومور معمولا خوش خیم در یکی از غدد پاراتیروئید است که می تواند باعث ترشح بیش از حد PTH و ایجاد پرکاری اولیه پاراتیروئید شود.

خیر. بیشتر آدنوم های پاراتیروئید خوش خیم هستند. سرطان پاراتیروئید بسیار نادر است.

آدنوم پاراتیروئید ممکن است هیچ علامت مشخصی نداشته باشد. در صورت وجود علائم، سنگ کلیه، ضعف، خستگی، درد استخوان، تشنگی و تکرر ادرار از علائم احتمالی هستند.

بله. آدنوم فعال پاراتیروئید می تواند با افزایش ترشح PTH باعث افزایش کلسیم خون شود.

خیر. PTH بالا علت های مختلفی دارد. برای تشخیص پرکاری اولیه پاراتیروئید باید PTH همراه با کلسیم، ویتامین D، عملکرد کلیه و سایر عوامل بررسی شود.

بله. پرکاری پاراتیروئید و افزایش کلسیم می توانند خطر تشکیل سنگ کلیه را افزایش دهند.

پرکاری طولانی مدت پاراتیروئید می تواند باعث افزایش برداشت مواد معدنی از استخوان و کاهش تراکم استخوان شود.

خیر. تصمیم برای جراحی به شدت بیماری، علائم، میزان کلسیم، وضعیت کلیه، تراکم استخوان، سن و سایر معیارهای پزشکی بستگی دارد.

در بسیاری از بیماران مبتلا به پرکاری اولیه پاراتیروئید ناشی از آدنوم، خارج کردن غده غیر طبیعی می تواند درمان قطعی بیماری باشد.

خیر. تشخیص پرکاری پاراتیروئید ابتدا بر اساس آزمایش های خون انجام می شود. سونوگرافی و سایر روش های تصویربرداری بیشتر برای پیدا کردن محل غده غیر طبیعی و برنامه ریزی جراحی استفاده می شوند.

اسکن سستامیبی یک روش تصویربرداری پزشکی هسته ای است که می تواند برای مشخص کردن محل غده پاراتیروئید بیش فعال پیش از جراحی استفاده شود.

بله. کمبود ویتامین D می تواند باعث افزایش ثانویه PTH شود. به همین دلیل بررسی ویتامین D در فردی که PTH بالا دارد اهمیت دارد.

خیر. حذف خودسرانه کلسیم از رژیم غذایی توصیه نمی شود. مقدار مناسب کلسیم باید بر اساس شرایط بیمار و نظر پزشک تعیین شود. جمع بندی

آزمایش PTH مقدار هورمون پاراتیروئید را در خون اندازه گیری می کند. این هورمون نقش مهمی در تنظیم کلسیم و فسفر و سلامت استخوان دارد.

محدوده طبیعی PTH به روش آزمایش و آزمایشگاه بستگی دارد. برخی آزمایشگاه ها محدوده ای حدود 10 تا 65 پیکوگرم در میلی لیتر را گزارش می کنند، اما باید نتیجه با محدوده مرجع درج شده در برگه آزمایش همان آزمایشگاه مقایسه شود.

PTH بالا می تواند به علت پرکاری اولیه پاراتیروئید یا پرکاری ثانویه ناشی از کمبود ویتامین D، بیماری کلیوی، دریافت ناکافی کلسیم، اختلال جذب و برخی علل دیگر باشد. برای تشخیص علت باید PTH در کنار کلسیم و سایر آزمایش ها بررسی شود.

PTH بالا یا نامتناسبا طبیعی همراه با کلسیم بالا یکی از الگوهای مهم پرکاری اولیه پاراتیروئید است. در این شرایط پزشک معمولا بررسی های تکمیلی برای تایید تشخیص و تعیین علت انجام می دهد.

این حالت می تواند به علت کمبود ویتامین D، بیماری کلیوی، کاهش دریافت یا جذب کلسیم و سایر علل ثانویه باشد. در صورت رد این علل، پرکاری اولیه پاراتیروئید نورموکلسمیک نیز ممکن است مطرح شود.

این الگو اغلب نشان دهنده افزایش جبرانی PTH در پاسخ به پایین بودن کلسیم است و می تواند در کمبود ویتامین D، بیماری کلیوی، کاهش دریافت کلسیم یا اختلال جذب دیده شود.

کلسیم پایین همراه با PTH پایین یا نامتناسبا طبیعی می تواند نشانه کم کاری پاراتیروئید باشد. سابقه جراحی تیروئید یا گردن یکی از عوامل مهم در بررسی این وضعیت است.

وقتی کلسیم بالا است، پایین بودن PTH معمولا نشان می دهد افزایش کلسیم وابسته به PTH نیست. در این شرایط پزشک ممکن است علل غیر پاراتیروئیدی افزایش کلسیم را بررسی کند.

در بسیاری از موارد آزمایش PTH به تنهایی نیاز به ناشتایی ندارد، اما اگر آزمایش های دیگری نیز همزمان انجام شوند ممکن است شرایط متفاوت باشد. دستور پزشک یا آزمایشگاه را رعایت کنید.

خیر. PTH بالا به تنهایی به معنی وجود تومور پاراتیروئید نیست. کمبود ویتامین D، بیماری کلیه و سایر عوامل نیز می توانند باعث افزایش PTH شوند. اگر پرکاری اولیه پاراتیروئید تایید شود، آدنوم پاراتیروئید یکی از علل شایع آن است.

بله. اگر کلسیم خون بالا باشد، انتظار می رود PTH کاهش پیدا کند. بنابراین PTH در محدوده نرمال ولی بدون سرکوب کافی در حضور کلسیم بالا می تواند از نظر بالینی غیرطبیعی باشد.

بله. کمبود ویتامین D می تواند دسترسی بدن به کلسیم را کاهش دهد و در پاسخ، ترشح PTH افزایش پیدا کند. به همین دلیل ویتامین D یکی از آزمایش های مهم در بررسی PTH بالا است.

بله. بیماری مزمن کلیه می تواند با اختلال در متابولیسم کلسیم، فسفر و ویتامین D باعث افزایش ثانویه PTH شود.

بله. PTH و کلسیم باید در کنار یکدیگر تفسیر شوند. افزایش کلسیم معمولا باید باعث کاهش PTH شود، در حالی که کاهش کلسیم باعث تحریک ترشح PTH می شود.

کم کاری پاراتیروئید یا هیپوپاراتیروئیدیسم حالتی است که در آن ترشح هورمون پاراتیروئید (PTH) کاهش می یابد و در نتیجه سطح کلسیم خون پایین می آید.

علائم شامل گزگز دست و لب ها، اسپاسم عضلانی، خستگی، اضطراب و در موارد شدید، تتانی و تشنج است.

درمان شامل مصرف مکمل های کلسیم و ویتامین D فعال و در برخی بیماران، تزریق هورمون پاراتیروئید مصنوعی است.

در بسیاری از موارد، این بیماری مزمن است و نیاز به درمان مادام العمر دارد، اما با تنظیم درمان می توان زندگی طبیعی داشت.

پرکاری غده پاراتیروئید حالتی است که در آن غده های پاراتیروئید بیش از حد هورمون PTH ترشح می کنند و باعث افزایش سطح کلسیم خون می شوند.

علائم شامل خستگی، سنگ کلیه، درد استخوان، افسردگی و مشکلات گوارشی است. در موارد خفیف ممکن است بدون علامت باشد.

درمان بسته به شدت بیماری شامل داروهای تنظیم کننده هورمون PTH و جراحی برداشتن غده درگیر است.

پوکی استخوان

پوکی استخوان یا استئوپروز شایع ترین بیماری متابولیک استخوان است و زمانی بروز می کند که تشکیل استخوان جدید قادر به ترمیم استخوان های تخریب شده نباشد. ابتلا به پوکی استخوان تا حدودی وابسته به مقدار توده و تراکم استخوانی است که در دوران جوانی بدست می آید. بدست آوردن حداکثر توده و تراکم استخوانی بنوعی وراثتی است و همچنین به نژاد فرد بستگی دارد. در پوکی استخوان با کاهش کمیت و تغییر در کیفیت ساختاراستخوان ها، استحکام استخوان ها کاهش پیدا می کندو خاصیت شکنندگی استخوان افزایش می یابد و از اینرو شکستگی استخوان مهمترین تظاهر بالینی استئوپروز است.

خیر، اما با دارو، تغذیه مناسب و ورزش می‌توان روند پیشرفت آن را کند و خطر شکستگی را کاهش داد.

معمولاً نیازی به ناشتا بودن نیست، اما باید از مصرف مکمل کلسیم ۲۴ ساعت قبل از تست خودداری کنید.

مواد غذایی غنی از کلسیم مانند لبنیات کم‌چرب، سبزیجات برگ‌سبز، ماهی ساردین با استخوان و مغزها به سلامت استخوان کمک می‌کنند.

ویتامین D جذب کلسیم را افزایش می‌دهد؛ منابع آن شامل نور خورشید، ماهی چرب، لبنیات غنی‌شده و زرده تخم‌مرغ هستند.

مصرف زیاد نوشیدنی گازدار، نمک، کافئین، الکل و کشیدن سیگار می‌تواند تراکم استخوان را کاهش دهد.

ویتامین D به جذب کلسیم از روده کمک می کند و برای حفظ تعادل کلسیم و فسفر و معدنی شدن طبیعی استخوان اهمیت دارد.

کمبود ویتامین D می تواند سلامت استخوان را تحت تاثیر قرار دهد، اما پوکی استخوان فقط به کمبود ویتامین D مربوط نیست و عوامل متعددی در ایجاد آن نقش دارند.

تفسیر سطح 25(OH)D به شرایط فرد و روش آزمایش بستگی دارد. در منابع NIH، سطح کمتر از 12 ng/mL با کمبود همراه است و سطح 20 ng/mL یا بیشتر برای بیشتر افراد از نظر نیازهای استخوانی کافی در نظر گرفته می شود.

آزمایش 25-hydroxyvitamin D یا 25(OH)D آزمایش اصلی برای ارزیابی وضعیت ویتامین D بدن است.

خیر. انجام آزمایش ویتامین D به صورت روتین برای همه افراد سالم توصیه نمی شود. در افراد دارای عوامل خطر یا شرایط پزشکی خاص، پزشک ممکن است آزمایش 25(OH)D را درخواست کند.

تامین ویتامین D کافی برای سلامت استخوان اهمیت دارد، اما ویتامین D به تنهایی درمان پوکی استخوان نیست و در صورت وجود پوکی استخوان ممکن است درمان های اختصاصی دیگری لازم باشد.

خیر. ویتامین D با دوز 50000 واحد یک دوز بالاست و مصرف آن باید طبق دستور پزشک باشد. مصرف روزانه و طولانی مدت چنین دوزی می تواند خطر مسمومیت و افزایش کلسیم خون را ایجاد کند.

بله. پوست در اثر تابش اشعه فرابنفش خورشید می تواند ویتامین D تولید کند. مقدار تولید به عوامل مختلفی مانند فصل، زمان روز، میزان پوشش پوست، سن و شرایط محیطی بستگی دارد.

تامین مقدار کافی ویتامین D برای سلامت استخوان ضروری است، اما پیشگیری از پوکی استخوان به مجموعه ای از عوامل مانند دریافت کافی کلسیم و ویتامین D، فعالیت بدنی، تمرینات تحمل وزن، حفظ وزن مناسب و کنترل عوامل خطر بستگی دارد.

کمبود شدید و طولانی مدت ویتامین D ممکن است باعث درد استخوان و ضعف عضلانی شود، اما درد استخوان علت های متعددی دارد و نمی توان آن را به تنهایی نشانه کمبود ویتامین D دانست.

بله. مصرف بیش از حد مکمل ویتامین D می تواند باعث افزایش کلسیم خون و عوارضی مانند تهوع، ضعف، تشنگی زیاد، تکرر ادرار و در موارد شدید آسیب کلیوی شود.

بله. کاهش استروژن پس از یائسگی می تواند سرعت از دست رفتن توده استخوانی را افزایش دهد و خطر پوکی استخوان و شکستگی را بیشتر کند.

پوکی استخوان در مراحل اولیه معمولا علامت مشخصی ندارد. در مراحل پیشرفته تر ممکن است شکستگی، درد کمر ناشی از شکستگی مهره، کاهش قد یا خمیده شدن پشت ایجاد شود.

بله. کاهش زودتر هورمون استروژن می تواند مدت زمان بیشتری استخوان را در معرض کاهش تراکم قرار دهد و در برخی زنان خطر پوکی استخوان را افزایش دهد.

نیاز به DEXA بر اساس سن و عوامل خطر تعیین می شود. پزشک با توجه به شرایط فردی، سابقه شکستگی، یائسگی زودرس، داروها و بیماری های زمینه ای درباره انجام این آزمایش تصمیم می گیرد.

بله. درمان می تواند شامل اصلاح سبک زندگی، تامین مناسب کلسیم و ویتامین D و در افراد دارای خطر شکستگی بالا، استفاده از داروهای اختصاصی پوکی استخوان باشد.

سنجش تراکم استخوان یا DEXA آزمایشی با استفاده از مقدار بسیار کمی اشعه ایکس است که تراکم مواد معدنی استخوان را اندازه گیری می کند و برای تشخیص پوکی استخوان و ارزیابی خطر شکستگی کاربرد دارد.

خیر. DEXA معمولا بدون درد و بدون تزریق انجام می شود و بیمار فقط باید برای مدت کوتاهی روی تخت دستگاه قرار بگیرد.

در زنان پس از یائسگی و مردان 50 ساله و بالاتر، در صورتی که معیار T-score قابل استفاده باشد، T-score برابر با -2.5 یا کمتر در محل های استاندارد می تواند معیار تشخیص پوکی استخوان باشد.

T-score منفی نشان می دهد تراکم استخوان فرد از مرجع جوان سالم کمتر است. شدت کاهش تراکم به مقدار T-score بستگی دارد و هر عدد منفی به معنی پوکی استخوان نیست.

Z-score برابر با -2 یا کمتر به عنوان پایین تر از محدوده مورد انتظار برای سن تعریف می شود و می تواند نیاز به بررسی علت کاهش تراکم استخوان را مطرح کند.

بله. مردان نیز ممکن است دچار کاهش تراکم استخوان و پوکی استخوان شوند. سن و عوامل خطر در تصمیم گیری برای انجام DEXA اهمیت دارند.

معمولا برای DEXA نیازی به ناشتایی نیست. با این حال ممکن است توصیه شود مکمل کلسیم از 24 ساعت قبل مصرف نشود. دستور مرکز انجام آزمایش نیز باید رعایت شود.

بله، DEXA از اشعه ایکس با دوز بسیار پایین استفاده می کند. مقدار اشعه کم است، اما در صورت بارداری یا احتمال بارداری باید پیش از آزمایش به پزشک و تکنسین اطلاع داده شود.

خیر. فاصله مناسب بین آزمایش ها برای همه افراد یکسان نیست و باید بر اساس نتیجه قبلی، سن، عوامل خطر، نوع درمان و احتمال تغییر تراکم استخوان تعیین شود.

DEXA یکی از مهم ترین و استانداردترین روش های تشخیص پوکی استخوان است، اما پزشک برای تصمیم گیری نهایی سابقه شکستگی، عوامل خطر و شرایط بالینی بیمار را نیز در نظر می گیرد.

کمبود کلسیم می تواند به دریافت ناکافی کلسیم از غذا اشاره داشته باشد یا به پایین بودن کلسیم خون یا هیپوکلسمی. این دو وضعیت یکی نیستند و علت و درمان متفاوتی دارند.

اگر منظور پایین بودن کلسیم خون باشد، گزگز اطراف دهان و انگشتان، گرفتگی عضلات و ضعف عضلانی ممکن است ایجاد شود و در موارد شدید تشنج یا اختلال ریتم قلب رخ دهد. دریافت ناکافی کلسیم غذایی نیز ممکن است برای مدت طولانی بدون علامت واضح باشد.

دریافت ناکافی و طولانی مدت کلسیم می تواند برای سلامت استخوان نامطلوب باشد، اما پوکی استخوان یک بیماری چند عاملی است و فقط به کمبود کلسیم مربوط نمی شود.

نیاز روزانه به سن و جنسیت بستگی دارد. برای بیشتر بزرگسالان 19 تا 50 سال حدود 1000 میلی گرم و برای زنان 51 سال به بالا و افراد 71 سال به بالا حدود 1200 میلی گرم در روز توصیه می شود.

نه همیشه. در بسیاری از افراد می توان نیاز روزانه را از غذا تامین کرد. مکمل زمانی مطرح می شود که دریافت غذایی کافی نباشد یا پزشک بر اساس شرایط فردی آن را توصیه کند.

بله. ویتامین D به جذب کلسیم از دستگاه گوارش کمک می کند و کمبود آن می تواند جذب کلسیم را کاهش دهد.

خیر. پایین بودن کلسیم خون می تواند به علت کم کاری پاراتیروئید، کمبود ویتامین D، بیماری کلیه، اختلال منیزیم، مشکلات جذب یا عوامل دیگر ایجاد شود.

هیپوکلسمی می تواند با گرفتگی یا اسپاسم عضلات همراه باشد، اما گرفتگی عضلات علل بسیار متنوعی دارد و به تنهایی تشخیص کمبود کلسیم محسوب نمی شود.

زنان 51 ساله و بالاتر معمولا به حدود 1200 میلی گرم کلسیم در روز از مجموع غذا و مکمل ها نیاز دارند. با این حال، سلامت استخوان در یائسگی فقط به کلسیم وابسته نیست و ویتامین D، فعالیت بدنی و سایر عوامل نیز اهمیت دارند.

بله. مصرف بیش از نیاز، به ویژه از طریق مکمل ها، می تواند باعث عوارضی مانند یبوست شود و در برخی افراد خطر سنگ کلیه را افزایش دهد. بنابراین مکمل کلسیم نباید خودسرانه و با دوز بالا مصرف شود.

خیر. کمبود کلسیم و پوکی استخوان دو مفهوم متفاوت هستند. دریافت ناکافی کلسیم یکی از عوامل موثر بر سلامت استخوان است، اما پوکی استخوان عوامل خطر متعدد دیگری نیز دارد.

بسته به شرایط فرد ممکن است کلسیم تام، کلسیم یونیزه، آلبومین، PTH، ویتامین D، فسفر، منیزیم و آزمایش های عملکرد کلیه بررسی شوند.

مصرف سیستمیک کورتون، به ویژه در دوزهای بالاتر یا برای مدت طولانی، می تواند ساخت و تخریب استخوان را تغییر دهد و خطر کاهش تراکم استخوان و شکستگی را افزایش دهد. میزان خطر به دوز، مدت مصرف و عوامل فردی بستگی دارد.

در بزرگسالانی که قرار است حداقل ۲٫۵ میلی گرم معادل پردنیزون در روز را بیش از ۳ ماه مصرف کنند، ارزیابی خطر شکستگی باید در اسرع وقت پس از شروع درمان انجام شود. پزشک بر اساس سن و عوامل خطر درباره DEXA و بررسی مهره ها تصمیم می گیرد.

دوز پایین نیز لزوما بدون خطر نیست. خطر شکستگی به عوامل مختلفی بستگی دارد و حتی در دوزهای پایین تر ممکن است در برخی افراد افزایش خطر وجود داشته باشد. آستانه های راهنما برای ارزیابی خطر به کار می روند و به معنی مرز قطعی ایمنی نیستند.

کورتون های استنشاقی در دوزهای معمول معمولا اثر سیستمیک کمتری از کورتون خوراکی دارند. با این حال، مصرف دوزهای بالا یا طولانی مدت، استفاده همزمان از چند نوع کورتون و برخی شرایط فردی می توانند خطر اثرات سیستمیک را افزایش دهند.

پوکی استخوان به خودی خود معمولا درد ایجاد نمی کند. درد ممکن است زمانی رخ دهد که شکستگی، به ویژه شکستگی مهره، اتفاق افتاده باشد. بنابراین نبود درد، پوکی استخوان را رد نمی کند.

دریافت کافی کلسیم و ویتامین D بخش مهمی از پیشگیری است، اما برای همه افراد پرخطر کافی نیست. در افرادی که خطر شکستگی متوسط، بالا یا بسیار بالا دارند، ممکن است درمان دارویی نیز لازم باشد.

خیر. نیاز به درمان دارویی بر اساس خطر شکستگی، سابقه شکستگی، نتیجه تراکم استخوان، دوز و مدت مصرف کورتون و شرایط فردی تعیین می شود. برخی افراد با اقدامات غیردارویی و پیگیری مناسب مدیریت می شوند و برخی به داروی محافظ استخوان نیاز دارند.

نه لزوما. در افرادی که همچنان خطر شکستگی متوسط یا بالا دارند، ممکن است درمان پوکی استخوان پس از قطع کورتون نیز ادامه پیدا کند. قطع یا تغییر دارو باید با ارزیابی مجدد خطر شکستگی و برنامه مناسب انجام شود.

بله. با اصلاح عوامل خطر و استفاده از داروهای مناسب در افراد واجد شرایط می توان تراکم استخوان را بهبود داد و خطر شکستگی را کاهش داد. میزان پاسخ به درمان به شرایط فرد و نوع درمان بستگی دارد.

آدرنال (غدد فوق کلیوی)

پرکاری غدد فوق کلیوی می‌تواند باعث افزایش فشار خون، قند خون، تجمع چربی، ریزش مو در خانم‌ها، اضطراب و بی‌خوابی شود.

تشخیص از طریق آزمایش خون و ادرار، بررسی سطح هورمون‌ها و تصویربرداری با MRI یا سی‌تی اسکن انجام می‌شود.

درمان بسته به علت بیماری شامل داروهای تنظیم‌کننده هورمون، جراحی تومور و تغییر سبک زندگی است.

فئوکروموسیتوما یک تومور نادر است که معمولا در مدولای غده فوق کلیوی ایجاد می شود و می تواند کاتکولامین هایی مانند آدرنالین و نورآدرنالین ترشح کند.

افزایش فشار خون، سردرد، تعریق زیاد و تپش قلب از علائم مهم بیماری هستند. علائم ممکن است به صورت حمله ای یا مداوم ایجاد شوند.

بله. افزایش کاتکولامین ها می تواند باعث فشار خون بالا یا حملات ناگهانی افزایش فشار خون شود.

اندازه گیری متانفرین های آزاد پلاسما یا متانفرین های ادرار از آزمایش های اصلی برای بررسی فئوکروموسیتوما هستند.

متانفرین ها محصولات متابولیسم کاتکولامین ها هستند و اندازه گیری آنها می تواند به تشخیص تومورهای تولید کننده کاتکولامین کمک کند.

بسیاری از این تومورها رفتار خوش خیم دارند، اما برخی می توانند رفتار متاستاتیک داشته باشند. به همین دلیل پیگیری بعد از درمان اهمیت دارد.

بله. در بسیاری از بیماران، برداشتن تومور با جراحی درمان اصلی است. آماده سازی مناسب بیمار قبل از جراحی اهمیت بسیار زیادی دارد.

آلفا بلاکر برای کاهش اثر کاتکولامین ها بر عروق و کنترل بهتر فشار خون قبل از جراحی استفاده می شود. انتخاب دارو و مقدار آن باید توسط پزشک انجام شود.

بتا بلاکر ممکن است در برخی بیماران و با شرایط مشخص مورد استفاده قرار گیرد، اما در فئوکروموسیتومای فعال، شروع آن قبل از ایجاد بلوک مناسب آلفا می تواند خطر افزایش شدید فشار خون داشته باشد.

بخشی از فئوکروموسیتوماها با تغییرات ژنتیکی ارثی ارتباط دارند. در برخی بیماران بررسی ژنتیکی برای خود فرد و گاهی اعضای خانواده اهمیت دارد.

عود بیماری ممکن است رخ دهد و به همین دلیل پیگیری هورمونی و در صورت نیاز تصویربرداری پس از درمان اهمیت دارد.

خیر. بسیاری از توده های آدرنال بیماری های دیگری هستند و فئوکروموسیتوما یک علت نادر محسوب می شود. با این حال، برخی توده های آدرنال باید از نظر فئوکروموسیتوما بررسی شوند.

سندرم کان نامی برای نوعی هایپرآلدوسترونیسم اولیه است که در آن یک یا هر دو غده فوق کلیوی مقدار بیش از حد آلدوسترون تولید می کنند و این وضعیت می تواند باعث فشار خون بالا شود.

غربالگری اولیه معمولا با اندازه گیری آلدوسترون و رنین و محاسبه نسبت آلدوسترون به رنین یا ARR انجام می شود. نتیجه باید با توجه به شرایط بیمار و روش آزمایش تفسیر شود.

خیر. بسیاری از بیماران ممکن است پتاسیم طبیعی داشته باشند. بنابراین طبیعی بودن پتاسیم، هایپرآلدوسترونیسم اولیه را رد نمی کند.

بله. فشار خون مقاوم یکی از شرایطی است که احتمال وجود علت ثانویه فشار خون از جمله هایپرآلدوسترونیسم اولیه را مطرح می کند.

CT غدد فوق کلیوی برای بررسی ساختار غدد و شناسایی ضایعات استفاده می شود، اما CT به تنهایی همیشه نمی تواند مشخص کند که کدام غده مسئول تولید بیش از حد آلدوسترون است. در بیمارانی که کاندید جراحی هستند، ممکن است AVS نیز برای تعیین منبع تولید آلدوسترون لازم باشد.

بله. درمان به نوع بیماری بستگی دارد. در بیماری یک طرفه و در بیمار مناسب برای جراحی، برداشتن غده درگیر می تواند گزینه درمانی باشد. در بیماری دو طرفه یا در افرادی که جراحی برای آنها مناسب نیست، درمان با داروهای مهارکننده گیرنده مینرالوکورتیکوئید مانند اسپیرونولاکتون از گزینه های اصلی است.

خیر. سندرم کان به اختلال تولید بیش از حد آلدوسترون گفته می شود. یکی از علل آن می تواند آدنوم تولید کننده آلدوسترون باشد، اما تمام موارد هایپرآلدوسترونیسم اولیه ناشی از یک تومور نیستند و ممکن است هر دو غده فوق کلیوی درگیر باشند.

قطع یا تغییر داروهای ضد فشار خون باید فقط با نظر پزشک انجام شود. برخی داروها روی رنین و آلدوسترون اثر می گذارند، اما توقف آنها نیز ممکن است برای بیمار خطرناک باشد. پزشک بر اساس شرایط بیمار تصمیم می گیرد که داروها تغییر کنند یا آزمایش با داروهای موجود انجام شود.

سندرم کوشینگ بیماری ای است که در اثر افزایش بیش از حد هورمون کورتیزول در بدن ایجاد می شود و می تواند ناشی از تومورهای آدرنال، هیپوفیز یا مصرف داروهای کورتونی باشد.

چاقی تنه ای، صورت گرد، ضعف عضلانی، خطوط بنفش روی پوست، فشار خون بالا و تغییرات خلقی از علائم رایج سندرم کوشینگ هستند.

درمان شامل جراحی برداشتن تومور، داروهای کاهش دهنده کورتیزول و در مواردی کاهش تدریجی مصرف کورتون ها است.

آدیسون یا نارسایی غدد فوق کلیوی حالتی است که غدد فوق کلیوی قادر به تولید کافی هورمون هایی مانند کورتیزول و آلدوسترون نیستند.

علائم شامل خستگی مداوم، ضعف عضلانی، کاهش وزن، افت فشار خون، تیره شدن پوست و تمایل به مصرف نمک است.

تشخیص از طریق آزمایش خون (سطوح کورتیزول و ACTH)، تست تحریک ACTH و تصویربرداری غدد فوق کلیوی انجام می شود.

درمان شامل جایگزینی هورمون هایی مانند هیدروکورتیزون و فلودروکورتیزون است. در شرایط بحرانی تزریق وریدی هورمون لازم است.

علائم به نوع هورمون افزایش یافته بستگی دارد، اما افزایش فشار خون، تغییرات وزن، ضعف عضلات، افزایش قند خون، تپش قلب، اختلالات هورمونی و برخی تغییرات پوستی از علائم احتمالی هستند.

در برخی اختلالات آدرنال، به ویژه افزایش بیش از حد کورتیزول، افزایش وزن و تجمع چربی در ناحیه شکم و صورت ممکن است ایجاد شود.

بله. برخی اختلالات هورمونی غدد فوق کلیوی، به ویژه افزایش آلدوسترون یا کاتکول آمین ها، می توانند باعث افزایش فشار خون شوند.

خیر. این علائم اختصاصی نیستند و می توانند در بیماری های مختلف دیده شوند. تشخیص اختلالات آدرنال نیازمند بررسی پزشکی و در صورت لزوم آزمایش های هورمونی است.

پرکاری غدد فوق کلیوی می تواند باعث افزایش فشار خون، قند خون، تجمع چربی، ریزش مو در خانم ها، اضطراب و بی خوابی شود.

تشخیص از طریق آزمایش خون و ادرار، بررسی سطح هورمون ها و تصویربرداری با MRI یا سی تی اسکن انجام می شود.

درمان بسته به علت بیماری شامل داروهای تنظیم کننده هورمون، جراحی تومور و تغییر سبک زندگی است.

CAH گروهی از بیماری های ژنتیکی است که به علت نقص در آنزیم های مورد نیاز برای ساخت هورمون های قشر غده فوق کلیه ایجاد می شود. شایع ترین نوع آن کمبود 21 هیدروکسیلاز است.

بله. شایع ترین نوع CAH یعنی کمبود 21 هیدروکسیلاز معمولا با الگوی اتوزومال مغلوب به ارث می رسد و به تغییرات ژن CYP21A2 مربوط است.

شدت بیماری متفاوت است. CAH کلاسیک، به ویژه نوع از دست دادن نمک، می تواند در نوزادان باعث بحران آدرنال شود و یک وضعیت جدی و اورژانسی ایجاد کند. CAH غیر کلاسیک معمولا شدت کمتری دارد.

17-OHP یکی از مهم ترین آزمایش ها برای بررسی کمبود 21 هیدروکسیلاز است. در مواردی که نتیجه قطعی نباشد، تست تحریک ACTH یا آزمایش های تکمیلی هورمونی و ژنتیکی ممکن است لازم شود.

نقص ژنتیکی زمینه ای معمولا با درمان های فعلی اصلاح نمی شود، اما با جایگزینی مناسب هورمون ها و پیگیری منظم می توان بیماری را کنترل کرد و از بسیاری از عوارض آن جلوگیری کرد.

خیر. نوع بیماری اهمیت زیادی دارد. افراد مبتلا به CAH کلاسیک معمولا به درمان جایگزینی نیاز دارند، اما در CAH غیر کلاسیک، درمان بر اساس علائم، سن، وضعیت هورمونی، باروری و شرایط فرد تعیین می شود.

CAH می تواند در برخی افراد باعث مشکلات باروری شود، اما به معنی ناباروری قطعی نیست. کنترل مناسب بیماری و ارزیابی تخصصی می تواند در مدیریت مشکلات باروری کمک کننده باشد.

بله. بسیاری از زنان مبتلا به CAH می توانند باردار شوند، اما بهتر است پیش از بارداری و در طول بارداری تحت نظر متخصص غدد و تیم درمانی آشنا با این بیماری باشند.

CAH معمولا یک اختلال ژنتیکی در مسیر ساخت هورمون های آدرنال است، در حالی که بیماری آدیسون به نارسایی اولیه غده فوق کلیه گفته می شود که اغلب به علت تخریب یا اختلال عملکرد قشر آدرنال ایجاد می شود.

خیر. خطر به مدت مصرف، دوز، نوع گلوکوکورتیکوئید و شرایط فرد بستگی دارد. در بسیاری از دوره های کوتاه مدت کمتر از 3 تا 4 هفته، معمولا نیاز به کاهش تدریجی وجود ندارد؛ اما در مصرف طولانی مدت موضوع متفاوت است.

یک عدد ثابت برای همه داروها و بیماران وجود ندارد. طبق راهنمای 2024، مصرف سیستمیک کمتر از حدود 3 تا 4 هفته معمولا نیاز به کاهش تدریجی ندارد، در حالی که مصرف طولانی تر ممکن است نیازمند کاهش تدریجی باشد.

اگر پردنیزولون برای مدت طولانی مصرف شده باشد، ممکن است محور HPA را سرکوب کرده باشد. در این شرایط پس از کاهش یا قطع دارو، تولید طبیعی کورتیزول ممکن است برای مدتی کافی نباشد.

خستگی می تواند بخشی از سندرم قطع گلوکوکورتیکوئید باشد، اما می تواند در نارسایی آدرنال نیز دیده شود. اگر خستگی شدید یا همراه با افت فشار خون، استفراغ، اسهال، کاهش قند خون یا اختلال وضعیت عمومی باشد، ارزیابی پزشکی اهمیت بیشتری دارد.

نه در همه افراد. در افرادی که پس از مصرف طولانی به دوز فیزیولوژیک رسیده اند و قصد قطع کامل دارو وجود دارد، پزشک ممکن است برای ارزیابی بهبود محور HPA از کورتیزول صبحگاهی استفاده کند.

خودسرانه دوز دارو را تغییر ندهید. شدت علائم و علت مصرف کورتون باید بررسی شود. اگر علائم شدید مانند استفراغ یا اسهال طولانی، افت فشار خون، ضعف شدید، گیجی یا کاهش سطح هوشیاری وجود دارد، مراجعه فوری به اورژانس ضروری است.

لزومآ خیر. عملکرد محور HPA در بسیاری از افراد با گذشت زمان بهبود پیدا می کند، اما سرعت و میزان بهبود در افراد مختلف متفاوت است و ممکن است ماه ها طول بکشد.

در شرایط خاص بله. به ویژه دوزهای بالای کورتون استنشاقی، مصرف طولانی مدت، استفاده همزمان از چند نوع گلوکوکورتیکوئید و برخی عوامل دارویی می توانند خطر سرکوب محور HPA را افزایش دهند.

خیر. شواهد علمی از وجود یک غذای خاص یا رژیم اختصاصی برای تقویت غدد فوق کلیوی حمایت نمی کند. یک الگوی غذایی متعادل و متنوع برای سلامت عمومی بدن مناسب تر است.

مصرف معمول قهوه به معنی آسیب به غدد فوق کلیوی نیست. با این حال، کافئین می تواند در برخی افراد باعث افزایش تحریک پذیری یا اختلال خواب شود. در صورت وجود این مشکلات، کاهش مصرف کافئین و پرهیز از مصرف آن در ساعات پایانی روز می تواند مفید باشد.

برای افراد سالم، مصرف زیاد نمک توصیه نمی شود. اما برخی بیماران مبتلا به نارسایی اولیه آدرنال ممکن است به دریافت سدیم بیشتری نیاز داشته باشند. مقدار مناسب باید بر اساس شرایط بیمار و نظر پزشک تعیین شود.

ویتامین D برای سلامت استخوان ها و عملکرد طبیعی بدن اهمیت دارد، اما مصرف آن باعث تقویت مستقیم غدد فوق کلیوی نمی شود. در صورت وجود کمبود ویتامین D، پزشک ممکن است مکمل تجویز کند.

اصطلاح «خستگی آدرنال» به عنوان یک بیماری پزشکی معتبر پذیرفته نشده است. استرس مزمن می تواند بر خواب، خلق، متابولیسم و سلامت عمومی اثر منفی داشته باشد، اما به این معنی نیست که غدد فوق کلیوی در اثر استرس روزمره از کار می افتند.

خواب و ریتم شبانه روزی با تنظیم کورتیزول ارتباط دارند. کمبود خواب می تواند بر سلامت متابولیک و تنظیم سیستم های هورمونی اثر منفی داشته باشد، اما به معنی ایجاد «خستگی آدرنال» نیست.

خستگی علت های بسیار متنوعی دارد و به تنهایی نشان دهنده بیماری آدرنال نیست. اگر خستگی شدید یا مداوم باشد، به ویژه اگر با کاهش وزن، افت فشار خون، سرگیجه، تیرگی پوست، ضعف، تهوع یا سایر علائم همراه شود، ارزیابی پزشکی برای پیدا کردن علت ضروری است.

هیپوفیز

آکرومگالی بیماری ناشی از تولید بیش از حد هورمون رشد در بزرگسالی است که معمولاً به دلیل آدنوم ترشح کننده GH در غده هیپوفیز ایجاد می شود.

بزرگ شدن تدریجی دست ها و پاها، تغییر اندازه انگشتر یا کفش و تغییرات تدریجی چهره از نشانه های مهم آکرومگالی هستند.

خیر. هر دو بیماری با افزایش هورمون رشد ارتباط دارند، اما ژیگانتیسم زمانی ایجاد می شود که افزایش GH قبل از بسته شدن صفحات رشد اتفاق بیفتد. آکرومگالی معمولاً بعد از بسته شدن صفحات رشد ایجاد می شود.

در بیش از 90 درصد موارد، علت آکرومگالی آدنوم خوش خیم غده هیپوفیز است که هورمون رشد ترشح می کند.

خیر. تومورهای هیپوفیزی که باعث آکرومگالی می شوند معمولاً خوش خیم هستند، اما به دلیل تولید بیش از حد هورمون یا فشار بر ساختارهای اطراف می توانند مشکل ایجاد کنند.

اندازه گیری IGF-1 یکی از مهم ترین آزمایش های اولیه برای بررسی آکرومگالی است. اگر نتیجه بالا یا مبهم باشد، ممکن است تست تحمل گلوکز و بررسی سرکوب GH برای تایید تشخیص انجام شود.

خیر. GH به صورت ضربانی ترشح می شود و مقدار آن در طول روز تغییر می کند. به همین دلیل اندازه گیری تصادفی GH به تنهایی برای تشخیص آکرومگالی مناسب نیست.

پس از تایید بیوشیمیایی بیماری، MRI هیپوفیز معمولاً برای پیدا کردن و تعیین اندازه و محل تومور انجام می شود.

آکرومگالی می تواند با اختلال در تنظیم قند خون و افزایش خطر دیابت نوع 2 همراه باشد، زیرا GH و IGF-1 بر متابولیسم گلوکز اثر می گذارند.

بله. درمان می تواند شامل جراحی، دارو و در بعضی شرایط رادیوتراپی باشد. هدف درمان کنترل ترشح GH و IGF-1، کنترل تومور و کاهش عوارض بیماری است.

بله. جراحی تومور هیپوفیز در بسیاری از موارد به روش ترانس اسفنوئیدال انجام می شود و جراح از مسیر بینی و سینوس اسفنوئید به هیپوفیز دسترسی پیدا می کند.

افزایش تدریجی اندازه کفش می تواند یکی از نشانه های آکرومگالی باشد، به ویژه اگر همراه با تغییر اندازه انگشتر، تغییر چهره، تعریق زیاد یا درد مفاصل باشد.

آکرومگالی درمان نشده می تواند باعث عوارضی مانند بیماری قلبی، فشار خون بالا، دیابت، آپنه خواب و مشکلات مفصلی شود. تشخیص و درمان مناسب می تواند خطر این عوارض را کاهش دهد.

کم کاری هیپوفیز یا هیپوپیتویتاریسم زمانی ایجاد می شود که غده هیپوفیز نتواند یک یا چند هورمون را به مقدار کافی تولید یا ترشح کند. در نتیجه ممکن است عملکرد تیروئید، غدد فوق کلیوی، تخمدان ها یا بیضه ها و سایر قسمت های بدن تحت تاثیر قرار گیرد.

خستگی، ضعف، کاهش فشار خون، تغییر وزن، احساس سرما، اختلال قاعدگی، کاهش میل جنسی، مشکلات باروری و کاهش قدرت عضلانی از علائم احتمالی کم کاری هیپوفیز هستند. نوع علائم به هورمونی که دچار کمبود شده است بستگی دارد.

بله. خستگی و کاهش انرژی از علائم شایع برخی انواع کم کاری هیپوفیز هستند، به ویژه زمانی که تولید کورتیزول یا هورمون های تیروئیدی به دلیل اختلال عملکرد هیپوفیز کاهش پیدا کرده باشد. البته خستگی علت های بسیار متنوعی دارد و به تنهایی نشانه کم کاری هیپوفیز نیست.

در برخی افراد ممکن است کم کاری هیپوفیز از طریق ایجاد کم کاری تیروئید ثانویه یا تغییرات هورمونی دیگر با افزایش وزن همراه شود. با این حال، افزایش وزن علت های متعدد دارد و برای تشخیص علت آن باید علائم و آزمایش های فرد بررسی شود.

بله. کاهش هورمون های LH و FSH در اثر اختلال عملکرد هیپوفیز می تواند باعث اختلال یا قطع قاعدگی و کاهش عملکرد تخمدان ها شود. البته قطع قاعدگی دلایل مختلفی دارد و نیازمند بررسی پزشکی است.

بله. کاهش LH و FSH می تواند باعث کاهش تولید تستوسترون و در نتیجه کاهش میل جنسی، اختلال عملکرد جنسی و کاهش تولید اسپرم شود.

بسته به علائم بیمار، ممکن است آزمایش هایی مانند کورتیزول، ACTH، TSH، Free T4، پرولاکتین، LH، FSH، تستوسترون، استرادیول و IGF-1 درخواست شود. در برخی شرایط نیز تست های هورمونی تخصصی لازم است.

در برخی بیماران MRI هیپوفیز برای پیدا کردن علت اختلال هورمونی مانند تومور یا سایر تغییرات ساختاری انجام می شود، اما MRI به تنهایی تشخیص کم کاری هیپوفیز را مشخص نمی کند و نتایج آن باید در کنار علائم و آزمایش های هورمونی تفسیر شود.

بله. برخی تومورهای هیپوفیز می توانند با فشار بر بافت طبیعی هیپوفیز باعث کاهش تولید هورمون ها شوند. همچنین جراحی یا پرتودرمانی تومور هیپوفیز نیز در بعضی افراد می تواند عملکرد هیپوفیز را تحت تاثیر قرار دهد.

درمان به علت بیماری و هورمونی که دچار کمبود شده است بستگی دارد. در بسیاری از موارد، درمان شامل جایگزینی هورمون های مورد نیاز بدن است. اگر علت بیماری تومور یا مشکل دیگری باشد، درمان علت زمینه ای نیز ممکن است لازم باشد.

در برخی بیماران کمبود هورمون ها دائمی است و درمان جایگزینی باید برای مدت طولانی یا تا پایان عمر ادامه پیدا کند. در بعضی شرایط نیز ممکن است عملکرد هیپوفیز بهبود پیدا کند. تصمیم درباره ادامه یا تغییر درمان باید توسط پزشک انجام شود.

کم کاری هیپوفیز در صورت تشخیص و درمان مناسب معمولاً قابل کنترل است، اما کمبود شدید برخی هورمون ها، به ویژه کورتیزول، می تواند خطرناک باشد. در صورت بروز علائمی مانند ضعف شدید، افت فشار، استفراغ مکرر، گیجی یا کاهش سطح هوشیاری، ارزیابی فوری پزشکی ضروری است.

یک آزمایش واحد که بتواند تمام عملکرد هیپوفیز را بررسی کند وجود ندارد. بسته به شرایط بیمار، آزمایش هایی مانند کورتیزول و ACTH، TSH و Free T4، پرولاکتین، IGF-1، LH و FSH و هورمون های جنسی مورد استفاده قرار می گیرند.

TSH به تنهایی کافی نیست. برای بررسی احتمال کم کاری مرکزی تیروئید باید TSH همراه با Free T4 و وضعیت بالینی بیمار بررسی شود. در بیماری هیپوفیز ممکن است Free T4 پایین باشد اما TSH بالا نباشد.

همه آزمایش های هیپوفیز نیاز به ناشتایی ندارند. زمان نمونه گیری برای بعضی هورمون ها اهمیت بیشتری دارد. دستور آزمایشگاه و پزشک باید ملاک قرار گیرد.

خیر. پرولاکتین بالا می تواند علت های مختلفی داشته باشد و قبل از نسبت دادن آن به تومور هیپوفیز باید داروها، بارداری، کم کاری تیروئید و سایر علل بررسی شوند.

لزوما خیر. GH به صورت ضربانی ترشح می شود و یک اندازه گیری تصادفی معمولا برای تشخیص کمبود GH مناسب نیست. در صورت شک بالینی ممکن است IGF-1 و تست تحریک هورمون رشد بررسی شوند.

خیر. MRI ساختمان هیپوفیز را بررسی می کند، در حالی که آزمایش های هورمونی عملکرد آن را ارزیابی می کنند. در بسیاری از بیماری های هیپوفیز هر دو بخش ارزیابی اهمیت دارند.

کاهش چند محور هورمونی می تواند مطرح کننده کم کاری هیپوفیز باشد، اما تشخیص باید با توجه به نتایج دقیق آزمایش ها، علائم و شرایط بیمار انجام شود. در بعضی موارد تست های تکمیلی برای بررسی ذخیره هورمونی لازم است.

بخشی از آزمایش ها مشترک هستند، اما بررسی محور جنسی بر اساس جنس، سن، وضعیت قاعدگی، یائسگی، بارداری و شرایط بالینی متفاوت است.

پرولاکتینوما تومور خوش خیم هیپوفیز است که باعث افزایش هورمون پرولاکتین شده و منجر به اختلالات قاعدگی، ناباروری و کاهش میل جنسی می شود.

قطع قاعدگی، نازایی، کاهش میل جنسی، اختلال نعوظ، ترشح شیر از پستان و سردرد از علائم پرولاکتینوما هستند.

کابرگولین و بروموکریپتین درمان اصلی پرولاکتینوما هستند. در موارد مقاوم، جراحی هیپوفیز انجام می شود.

آدنوم هیپوفیز تومور خوش خیم غده هیپوفیز است که می تواند باعث اختلال در ترشح هورمون ها شود و معمولا با MRI تشخیص داده می شود.

خیر، اغلب موارد آدنوم هیپوفیز خوش خیم هستند و با درمان دارویی یا جراحی کنترل می شوند. اما در صورت رشد زیاد ممکن است بر بینایی یا هورمون ها تاثیر بگذارند.

درمان بسته به نوع آدنوم شامل دارو های مهار کننده هورمون، جراحی از راه بینی (ترانس اسفنوئیدال) یا پرتو درمانی است.

شایع ترین علائم اختلالات هیپوفیز شامل خستگی، تغییر وزن، ناباروری، اختلال قاعدگی، سردرد و تاری دید هستند.

در برخی موارد بله، زیرا می توانند باعث اختلال در سایر غدد بدن شوند؛ اما با درمان دارویی یا جراحی قابل کنترل هستند.

پزشک فوق تخصص غدد با آزمایش خون، بررسی سطح هورمون ها و انجام MRI مغز می تواند اختلالات هیپوفیز را تشخیص دهد.

سندرم شیهان نوعی کم کاری هیپوفیز است که معمولا پس از خونریزی شدید یا افت شدید فشار خون هنگام یا پس از زایمان ایجاد می شود و می تواند باعث کاهش یک یا چند هورمون هیپوفیز شود.

عدم توانایی در شروع یا ادامه شیردهی پس از زایمان یکی از نشانه های مهم است. قطع قاعدگی، خستگی، کاهش میل جنسی و علائم کمبود کورتیزول یا هورمون تیروئید نیز ممکن است وجود داشته باشند.

بله. علائم سندرم شیهان در بعضی بیماران به تدریج ایجاد می شوند و ممکن است تشخیص بیماری ماه ها یا حتی سال ها پس از زایمان انجام شود.

بله. آسیب هیپوفیز می تواند باعث کاهش تحریک تیروئید و ایجاد کم کاری تیروئید مرکزی شود. در این وضعیت، تفسیر Free T4 همراه با TSH اهمیت دارد.

کاهش LH و FSH می تواند باعث اختلال تخمک گذاری و کاهش باروری شود. با این حال، در برخی بیماران با درمان مناسب و استفاده از روش های تخصصی تحریک تخمک گذاری، بارداری امکان پذیر است.

آسیب ایجاد شده در هیپوفیز معمولا به طور کامل برطرف نمی شود، اما کمبود هورمون ها در بسیاری از بیماران با درمان جایگزینی قابل کنترل است. نوع و مقدار درمان به هورمون های دچار کمبود بستگی دارد.

در صورت کمبود شدید کورتیزول، بیماری می تواند به بحران آدرنال منجر شود که یک وضعیت اورژانسی است. تشخیص و درمان مناسب کمبود هورمون ها برای پیشگیری از عوارض اهمیت زیادی دارد.

بیماری کوشینگ نوعی سندرم کوشینگ است که در اثر ترشح بیش از حد ACTH از هیپوفیز ایجاد می شود. افزایش ACTH باعث تحریک غدد فوق کلیوی و افزایش تولید کورتیزول می شود.

سندرم کوشینگ به مجموعه علائم و عوارض ناشی از افزایش طولانی مدت کورتیزول گفته می شود و می تواند علل مختلفی داشته باشد. بیماری کوشینگ نوعی از سندرم کوشینگ است که علت آن معمولا یک تومور ترشح کننده ACTH در هیپوفیز است.

بیماری کوشینگ معمولا به دلیل یک آدنوم ترشح کننده ACTH در هیپوفیز ایجاد می شود، اما هر تومور هیپوفیز باعث بیماری کوشینگ نمی شود. تومور باید ACTH را بیش از حد تولید کند تا باعث افزایش کورتیزول شود.

خیر. MRI برای پیدا کردن تومور هیپوفیز اهمیت دارد، اما به تنهایی بیماری کوشینگ را تشخیص نمی دهد. ابتدا باید افزایش کورتیزول تایید شود و سپس با بررسی ACTH و در صورت نیاز آزمایش ها و روش های تخصصی تر، منشا افزایش ACTH مشخص شود.

در صورت وجود تومور قابل برداشت، درمان اصلی بیماری کوشینگ جراحی ترانس اسفنوئیدال برای برداشتن آدنوم هیپوفیز است. این جراحی بهتر است توسط جراح با تجربه در تومورهای هیپوفیز انجام شود.

در بسیاری از بیمارانی که جراحی موفق بوده است، ممکن است برای مدتی تولید طبیعی کورتیزول کاهش پیدا کند و پزشک داروی گلوکوکورتیکوئیدی تجویز کند. مدت مصرف به وضعیت محور هورمونی و نتایج آزمایش های پیگیری بستگی دارد و نباید دارو خودسرانه قطع شود.

بله. در بسیاری از بیماران می توان با درمان مناسب، منبع تولید بیش از حد ACTH را کنترل کرد. با این حال، احتمال باقی ماندن بیماری یا عود در آینده وجود دارد و پیگیری طولانی مدت اهمیت دارد.

بله. بیماری کوشینگ حتی پس از درمان موفق می تواند عود کند. به همین دلیل، بیماران معمولا به پیگیری طولانی مدت و بررسی دوره ای وضعیت کورتیزول نیاز دارند.

درمان چاقی

تیرزپتاید (مانجارو / زپ‌باند) در مطالعات جدید بیشترین کاهش وزن را نشان داده است، اما انتخاب دارو به شرایط فردی و نظر پزشک فوق تخصص غدد بستگی دارد.

خیر. مصرف این داروها باید فقط تحت نظر پزشک فوق تخصص غدد انجام شود تا عوارض احتمالی کنترل شوند.

افراد با سابقه سرطان تیروئید، پانکراتیت، بیماری‌های شدید گوارشی یا حساسیت به داروها نباید این داروها را مصرف کنند.

سمگلوتاید تزریق هفتگی دارد و معمولاً کاهش وزن بیشتری ایجاد می‌کند، در حالی که لیراگلوتاید روزانه تزریق می‌شود.

اوزمپیک معمولاً برای بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ که کنترل قند خون با رژیم غذایی و ورزش کافی نبوده، توصیه می‌شود. همچنین ممکن است در بیماران دارای اضافه وزن یا چاقی تجویز گردد.

عوارض شایع شامل تهوع، استفراغ، اسهال، کاهش اشتها و گاهی یبوست است. این عوارض معمولاً خفیف بوده و پس از مدتی کاهش می‌یابند.

اوزمپیک به صورت تزریق زیرجلدی (معمولاً در ران، بازو یا شکم) یک بار در هفته مصرف می‌شود. رعایت دستور پزشک فوق تخصص غدد در انتخاب دوز و نحوه تزریق ضروری است.

ویکتوزا برای بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ که کنترل قند خون با رژیم و ورزش کافی نبوده مناسب است. همچنین می‌تواند در افراد دارای اضافه وزن کمک‌کننده باشد.

عوارض شایع شامل تهوع، اسهال، یبوست، کاهش اشتها و درد محل تزریق است. برخی عوارض نادر مانند پانکراتیت نیز ممکن است رخ دهد.

ویکتوزا به صورت تزریق زیرجلدی روزانه (در بازو، ران یا شکم) استفاده می‌شود. دوز باید طبق دستور پزشک فوق تخصص غدد تنظیم گردد.

Wegovy (سماگلوتاید) یک داروی تزریقی است که برای کاهش وزن در افراد مبتلا به چاقی یا اضافه وزن همراه با مشکلات سلامتی مانند دیابت نوع ۲ و فشار خون بالا تجویز می‌شود.

Wegovy با تقلید از هورمون GLP-1 باعث کاهش اشتها، افزایش احساس سیری و تنظیم قند خون می‌شود.

عوارض شایع شامل حالت تهوع، استفراغ، اسهال یا یبوست است. در موارد نادر پانکراتیت یا مشکلات کیسه صفرا گزارش شده است.

افراد با سابقه سرطان تیروئید مدولاری، سندرم MEN2 یا حساسیت به سماگلوتاید نباید از Wegovy استفاده کنند.

Wegovy به صورت تزریق زیرجلدی یک بار در هفته (معمولاً در شکم، ران یا بازو) مصرف می‌شود. دوز باید طبق نظر پزشک فوق تخصص غدد تنظیم گردد.

مونجارو (Mounjaro) یا تیرزپتاید داروی تزریقی جدیدی است که برای درمان دیابت نوع ۲ و کمک به کاهش وزن تجویز می‌شود.

کنترل بهتر قند خون، کاهش وزن قابل توجه، بهبود فشار خون و چربی خون، و کاهش اشتها از مزایای مصرف مونجارو هستند.

شایع‌ترین عوارض شامل تهوع، استفراغ، اسهال یا یبوست و درد شکمی است. در موارد نادر پانکراتیت و مشکلات کیسه صفرا گزارش شده است.

افراد باردار یا شیرده، کسانی که سابقه پانکراتیت دارند و یا داروهای مشابه مصرف می‌کنند نباید از مونجارو استفاده کنند مگر با نظر پزشک فوق تخصص غدد.

ساکسندا (Liraglutide) یک داروی تزریقی برای کاهش وزن است که با تقلید از هورمون GLP-1 اشتها را کاهش داده و احساس سیری ایجاد می‌کند.

افراد با BMI بالای ۳۰ یا افراد دارای اضافه وزن (BMI بالای ۲۷) همراه با مشکلاتی مثل دیابت، فشار خون بالا یا کلسترول بالا می‌توانند از ساکسندا استفاده کنند.

عوارض شایع شامل حالت تهوع، استفراغ، اسهال یا یبوست است. در موارد نادر التهاب پانکراس یا مشکلات کیسه صفرا ممکن است ایجاد شود.

ساکسندا به صورت تزریق زیرجلدی یک بار در روز (معمولاً در بازو، شکم یا ران) تزریق می‌شود. دوز باید طبق دستور پزشک فوق تخصص غدد به تدریج افزایش یابد.

ماسیزا (Maciza) یک داروی تزریقی از خانواده آگونیست‌های GLP-1 است که برای کنترل دیابت نوع ۲ و کمک به کاهش وزن استفاده می‌شود.

کنترل قند خون، کاهش وزن، بهبود فشار خون و کاهش اشتها از مهم‌ترین مزایای مصرف Maciza هستند.

عوارض شایع شامل تهوع، استفراغ، اسهال یا یبوست و درد شکمی است. در موارد نادر پانکراتیت یا مشکلات کیسه صفرا گزارش شده است.

افراد باردار یا شیرده و کسانی که سابقه پانکراتیت دارند یا داروهای مشابه مصرف می‌کنند نباید از Maciza استفاده کنند مگر با نظر پزشک فوق تخصص غدد.

خیر. زپباند باید تنها با نظر پزشک تجویز شود و برای همه افراد مناسب نیست. شرایط سلامتی و بیماری‌های زمینه‌ای باید بررسی شود.

معمولاً کاهش اشتها در چند هفته اول مشخص می‌شود. با این حال، کاهش وزن پایدار نیازمند مصرف طولانی‌تر و رعایت رژیم غذایی و ورزش است.

خیر. زپباند تنها یک ابزار کمکی در مدیریت وزن است و جایگزین رژیم غذایی سالم و فعالیت بدنی نمی‌شود.

شایع‌ترین عوارض شامل تهوع، استفراغ، اسهال یا یبوست هستند. در موارد نادر ممکن است التهاب پانکراس نیز رخ دهد.

دلایل متعددی مانند مشکلات هورمونی، مقاومت به انسولین، متابولیسم پایین، استرس یا مصرف برخی داروها می‌توانند مانع کاهش وزن شوند.

بله. کم‌کاری تیروئید باعث کاهش متابولیسم می‌شود و حتی با رژیم و ورزش نیز روند کاهش وزن دشوار خواهد بود.

کورتیکواستروئیدها، برخی داروهای ضدافسردگی و داروهای دیابت می‌توانند باعث افزایش وزن یا دشواری در کاهش آن شوند.

خیر. این دارو علاوه بر دیابت نوع ۲، برای برخی افراد مبتلا به چاقی یا اضافه وزن نیز با تشخیص پزشک تجویز می شود.

به تنهایی معمولاً خیر، اما اگر همراه با انسولین یا بعضی داروهای دیابت مصرف شود، احتمال افت قند خون افزایش می یابد.

در صورت رعایت نکردن رژیم غذایی و فعالیت بدنی، امکان بازگشت بخشی از وزن وجود دارد.

مدت درمان برای هر بیمار متفاوت است و بر اساس شرایط پزشکی، میزان کاهش وزن و نظر فوق تخصص غدد تعیین می شود.

خیر. این دارو علاوه بر دیابت نوع ۲، برای برخی افراد مبتلا به چاقی نیز با نظر پزشک تجویز می شود.

اگر رژیم غذایی و فعالیت بدنی ادامه پیدا نکند، احتمال بازگشت بخشی از وزن وجود دارد.

به تنهایی معمولاً خیر، اما در صورت مصرف هم زمان با انسولین یا بعضی داروهای دیابت ممکن است خطر افت قند افزایش یابد.

مدت درمان برای هر بیمار متفاوت است و بر اساس پاسخ به درمان و نظر فوق تخصص غدد تعیین می شود.

هیپوتالاموس

تومور هیپوتالاموس به توده یا رشد غیر طبیعی در هیپوتالاموس یا نواحی بسیار نزدیک به آن گفته می شود. این تومورها انواع مختلفی دارند و همه آنها سرطانی نیستند.

خیر. همه تومورهای این ناحیه سرطانی نیستند. بعضی ضایعات خوش خیم هستند، اما حتی یک تومور خوش خیم نیز به دلیل محل قرارگیری می تواند باعث اختلال هورمونی، بینایی یا عصبی شود.

علائم می توانند شامل سردرد، اختلال بینایی، تغییر وزن، اختلال اشتها، تشنگی شدید، ادرار زیاد، اختلال خواب و مشکلات هورمونی باشند.

برخی ضایعات این ناحیه می توانند با اختلال در تنظیم اشتها و تعادل انرژی باعث افزایش وزن شوند، اما افزایش وزن به تنهایی نشانه تومور هیپوتالاموس نیست.

بله. تومور یا ضایعه ای که هیپوتالاموس یا ارتباط آن با هیپوفیز را مختل کند می تواند باعث کاهش تولید یک یا چند هورمون هیپوفیزی شود.

درگیری هیپوتالاموس یا مسیرهای مرتبط با هورمون ضد ادراری می تواند باعث کمبود وازوپرسین و ایجاد دیابت بی مزه مرکزی شود. تشنگی شدید و دفع مقدار زیادی ادرار از علائم مهم آن هستند.

MRI یکی از مهم ترین روش های تصویربرداری برای بررسی توده های مغز و ناحیه هیپوتالاموس و هیپوفیز است و می تواند اطلاعات مهمی درباره محل و اندازه ضایعه ارائه کند.

خیر. درمان به نوع، اندازه، محل و رفتار تومور و علائم بیمار بستگی دارد. در بعضی بیماران پیگیری تصویربرداری کافی است و در برخی دیگر جراحی، پرتودرمانی یا درمان های دیگر لازم می شود.

کرانیوفارنژیوم معمولا در نزدیکی هیپوفیز و هیپوتالاموس ایجاد می شود و می تواند با فشار بر این ساختارها باعث مشکلات هورمونی، بینایی و تنظیم آب بدن شود.

بله. بعضی تومورهای ناحیه هیپوتالاموس و اطراف آن در کودکان دیده می شوند و ممکن است با اختلال رشد، بلوغ زودرس، تغییر وزن، سردرد، اختلال بینایی یا تشنگی و ادرار زیاد همراه باشند.

هیپوتالاموس اطلاعات مربوط به وضعیت انرژی بدن را دریافت و پردازش می کند و با استفاده از شبکه های عصبی و هورمونی، احساس گرسنگی و سیری و میزان دریافت غذا را تنظیم می کند.

هسته قوسی یا Arcuate Nucleus یکی از مهم ترین نواحی در تنظیم اشتها است. این ناحیه دارای نورون های POMC/CART و NPY/AgRP است که اثرات متضادی بر دریافت غذا دارند.

لپتین در شرایط طبیعی بیشتر با کاهش اشتها و کمک به تنظیم تعادل انرژی ارتباط دارد. این هورمون اطلاعاتی درباره ذخایر انرژی بدن به مغز منتقل می کند.

گرلین یکی از هورمون های مهم تحریک کننده گرسنگی است و می تواند با فعال کردن مسیرهای NPY/AgRP در هیپوتالاموس، دریافت غذا را افزایش دهد.

هیپوتالاموس به خودی خود باعث چاقی نمی شود، اما اختلال در برخی مسیرهای تنظیم کننده اشتها و تعادل انرژی در هیپوتالاموس می تواند در بعضی شرایط با افزایش وزن و چاقی همراه باشد.

خیر. چاقی یک بیماری چند عاملی است و عوامل ژنتیکی، هورمونی، عصبی، رفتاری، محیطی، خواب و میزان فعالیت بدنی همگی می توانند در آن نقش داشته باشند.

POMC یک پیش ساز پروتئینی در برخی نورون های هیپوتالاموس است که می تواند موادی مانند α-MSH را تولید کند. مسیر POMC و ملانوکورتین در تنظیم سیری و تعادل انرژی نقش مهمی دارد.

AgRP یک پپتید عصبی است که عمدتا در نورون های مرتبط با افزایش اشتها در هسته قوسی هیپوتالاموس بیان می شود و با مسیر ملانوکورتین تعامل دارد.

هیپوتالاموس مرکز اصلی هماهنگی تنظیم دمای بدن است. این بخش از مغز اطلاعات مربوط به دما را دریافت می کند و با فعال کردن پاسخ هایی مانند لرز، تعریق، تغییر جریان خون پوست و تغییر تولید گرما، دمای داخلی بدن را تنظیم می کند.

تب معمولا به دلیل تغییر تنظیم شده نقطه تنظیم دمای هیپوتالاموس ایجاد می شود. در بسیاری از عفونت ها، مواد التهابی باعث تغییر این نقطه تنظیم می شوند. بنابراین تب به معنی خراب شدن هیپوتالاموس نیست.

در تب، نقطه تنظیم دمایی هیپوتالاموس افزایش پیدا می کند؛ اما در هیپرترمی، دمای بدن بدون افزایش این نقطه تنظیم بالا می رود.

دمای مرکزی بدن 35 درجه سانتی گراد یا کمتر به عنوان هیپوترمی در نظر گرفته می شود.

بله. کاهش فعالیت هورمون های تیروئیدی می تواند متابولیسم و تولید گرما را کاهش دهد و باعث افزایش احساس سرما شود. در موارد شدید، هیپوترمی نیز ممکن است ایجاد شود.

بله. افزایش فعالیت متابولیک در پرکاری تیروئید می تواند تولید گرما و تعریق را افزایش دهد و تحمل فرد نسبت به گرما را کاهش دهد.

خیر. احساس سرما ممکن است در حالی وجود داشته باشد که دمای بدن طبیعی است. بیماری های تیروئید، اختلالات متابولیک، شرایط هورمونی و عوامل محیطی می توانند احساس سرما را تغییر دهند.

خیر. گرگرفتگی، تغییرات هورمونی، پرکاری تیروئید، اضطراب، فعالیت بدنی و محیط گرم می توانند باعث احساس گرما شوند بدون اینکه تب وجود داشته باشد.

دمای مرکزی 35 درجه سانتی گراد یا کمتر نشان دهنده هیپوترمی است و به ویژه در صورت وجود گیجی، کاهش هوشیاری یا اختلال تنفس نیاز به ارزیابی فوری دارد. افزایش شدید دمای بدن نیز، به ویژه همراه با اختلال هوشیاری، می تواند یک وضعیت اورژانسی باشد.

خیر. دیابت بی مزه به اختلال در تنظیم آب بدن و سیستم وازوپرسین مربوط است، در حالی که دیابت شیرین به افزایش قند خون مربوط می شود.

پرادراری با حجم زیاد ادرار رقیق و تشنگی شدید از مهم ترین علائم این بیماری هستند.

بسته به نوع بیماری، درمان می تواند علائم را به خوبی کنترل کند. در دیابت بی مزه مرکزی، دسموپرسین درمان اصلی بسیاری از بیماران است و در نوع نفروژنیک درمان علت زمینه ای اهمیت زیادی دارد.

خیر. دسموپرسین بیشتر برای کمبود وازوپرسین یا نوع مرکزی کاربرد دارد و درمان نوع نفروژنیک متفاوت است. انتخاب دارو و مقدار آن باید توسط پزشک انجام شود.

این آزمایش می تواند باعث کم آبی قابل توجه شود و به همین دلیل باید فقط تحت نظارت پزشکی و با پایش مناسب انجام شود.

برخی انواع آن می توانند ارثی باشند، اما بسیاری از موارد به علت بیماری ها، آسیب ها، جراحی، داروها یا اختلالات کلیوی ایجاد می شوند.

خیر. دیابت بی مزه به طور مستقیم باعث افزایش قند خون نمی شود. افزایش قند خون بیشتر با دیابت شیرین ارتباط دارد.

خیر. تشنگی زیاد می تواند علل مختلفی داشته باشد و تشخیص دیابت بی مزه نیازمند بررسی پزشکی و آزمایش های مناسب است.

هیپوتالاموس از طریق چندین ناحیه و مدار عصبی در تنظیم ساعت شبانه روزی، شروع خواب، حفظ خواب و تثبیت بیداری نقش دارد.

هسته سوپراکیاسماتیک یا SCN در هیپوتالاموس قرار دارد و مهم ترین ساعت مرکزی شبانه روزی بدن است. این هسته اطلاعات مربوط به نور محیط را دریافت کرده و زمان بندی بسیاری از فرایندهای روزانه از جمله چرخه خواب و بیداری را تنظیم می کند.

ملاتونین در غده پینه آل تولید می شود، اما زمان ترشح آن تحت کنترل سیستم شبانه روزی و SCN در هیپوتالاموس قرار دارد.

اورکسین یا هیپوکرتین یک نوروپپتید تولید شده توسط نورون های هیپوتالاموس است که در حفظ و تثبیت بیداری نقش مهمی دارد.

بیداری های کوتاه می توانند بخشی از چرخه طبیعی خواب باشند، اما بیداری مکرر ممکن است با بی خوابی، آپنه خواب، استرس، مصرف کافئین یا الکل، نیاز به ادرار کردن، درد، شرایط محیطی یا سایر عوامل ارتباط داشته باشد.

خیر. بیدار شدن در یک ساعت خاص به تنهایی نشانه اختلال هورمونی یا بیماری هیپوتالاموس نیست و باید الگوی کلی خواب و علائم همراه بررسی شود.

برخی بیماری های موثر بر هیپوتالاموس می توانند ریتم شبانه روزی یا مدارهای خواب و بیداری را مختل کنند، اما بیشتر موارد بی خوابی ناشی از بیماری هیپوتالاموس نیستند و علل شایع تر باید بررسی شوند.

کاهش شدید سیستم اورکسین با نارکولپسی نوع 1 ارتباط دارد و می تواند باعث خواب آلودگی شدید روزانه و اختلال در حفظ بیداری شود.

بله. نور شب می تواند اطلاعات ساعت زیستی بدن را تغییر دهد و از طریق سیستم شبانه روزی بر زمان بندی خواب و ترشح ملاتونین اثر بگذارد.

اگر بیداری های شبانه مکرر باشند، خواب کافی و با کیفیت را مختل کنند یا با خواب آلودگی روزانه، خرخر شدید، قطع تنفس، احساس خفگی یا سایر علائم همراه باشند، بررسی پزشکی توصیه می شود.

پانکراس

پانکراس یا لوزالمعده غده ای است که در قسمت بالایی شکم و پشت معده قرار دارد و هم در هضم غذا و هم در تنظیم قند خون نقش دارد.

پانکراس دو وظیفه اصلی دارد. بخش برون ریز آن آنزیم ها و مواد لازم برای هضم غذا را تولید می کند و بخش درون ریز آن هورمون هایی مانند انسولین و گلوکاگون را برای تنظیم قند خون ترشح می کند.

بله. پانکراس و لوزالمعده دو نام برای یک اندام هستند. واژه پانکراس در پزشکی و زبان عمومی بسیار رایج است و لوزالمعده معادل فارسی آن محسوب می شود.

مهم ترین هورمون های پانکراس شامل انسولین، گلوکاگون و سوماتوستاتین هستند. پانکراس همچنین پلی پپتید پانکراسی تولید می کند.

برخی بیماری های پانکراس می توانند با آسیب به سلول های تولید کننده انسولین، باعث اختلال در کنترل قند خون و ایجاد دیابت شوند. پانکراتیت مزمن یکی از بیماری هایی است که می تواند در طول زمان عملکرد درون ریز پانکراس را تحت تاثیر قرار دهد.

علائم به نوع بیماری بستگی دارند، اما درد قسمت بالای شکم، تهوع و استفراغ، کاهش وزن، مدفوع چرب و بدبو، زردی پوست و چشم و اختلال قند خون از علائمی هستند که ممکن است در برخی بیماری های پانکراس دیده شوند.

برخی بیماری های پانکراس، به ویژه بیماری هایی که باعث نارسایی برون ریز می شوند، می توانند با سوء جذب مواد غذایی و کاهش وزن همراه باشند. با این حال، کاهش وزن علل بسیار متنوعی دارد و به تنهایی نشانه بیماری پانکراس نیست.

بسته به نوع بیماری، درمان متفاوت است. بعضی بیماری ها کاملا قابل درمان هستند و در برخی بیماری های مزمن، هدف درمان کنترل علائم، جلوگیری از پیشرفت بیماری و درمان عوارض است.

بسته به علائم و بیماری احتمالی، ممکن است آزمایش هایی مانند لیپاز، آمیلاز، قند خون، HbA1c یا آزمایش الاستاز مدفوع و همچنین روش های تصویربرداری مانند سونوگرافی، CT، MRI یا MRCP درخواست شوند.

درد شدید یا مداوم در قسمت بالای شکم، به ویژه اگر به پشت انتشار پیدا کند و همراه با تهوع، استفراغ، تب یا زردی باشد، می تواند نیازمند بررسی فوری باشد. البته درد شکم علل بسیار زیادی دارد و تشخیص تنها با بررسی پزشکی امکان پذیر است.

پانکراتیت به التهاب پانکراس یا لوزالمعده گفته می شود و می تواند به شکل حاد یا مزمن ایجاد شود.

درد قسمت بالای شکم شایع ترین علامت است که ممکن است به پشت انتشار پیدا کند. تهوع و استفراغ نیز به ویژه در پانکراتیت حاد شایع هستند.

سنگ های صفراوی و مصرف زیاد الکل از مهم ترین علل پانکراتیت حاد هستند. افزایش شدید تری گلیسرید، برخی داروها و عوامل دیگر نیز می توانند نقش داشته باشند.

بله. بسیاری از موارد خفیف بهبود پیدا می کنند، اما پانکراتیت حاد شدید می تواند باعث عوارض جدی و اختلال عملکرد اندام های مختلف شود.

پانکراتیت مزمن معمولا بیماری طولانی مدت است و آسیب ایجاد شده ممکن است برگشت پذیر نباشد. درمان با هدف کنترل درد، حفظ تغذیه، بهبود هضم، کنترل دیابت و درمان عوارض انجام می شود.

بله. آسیب طولانی مدت به سلول های تولید کننده هورمون های پانکراس می تواند باعث اختلال در تولید انسولین و ایجاد دیابت شود.

بله. به ویژه در پانکراتیت مزمن، سوء جذب، نارسایی آنزیم های پانکراس، کاهش اشتها و درد هنگام غذا خوردن می توانند باعث کاهش وزن شوند.

خیر. افزایش لیپاز باید در کنار علائم، معاینه و سایر یافته های آزمایشگاهی و تصویربرداری تفسیر شود.

بسته به شرایط بیمار ممکن است آزمایش لیپاز و آمیلاز، قند خون، تری گلیسرید، آزمایش های کبد و صفرا و در موارد خاص آزمایش های دیگر انجام شود. سونوگرافی، CT، MRI، MRCP و EUS نیز بر اساس شرایط بالینی کاربرد دارند.

بله. درد ناشی از پانکراتیت، به ویژه درد قسمت بالای شکم، ممکن است به پشت انتشار پیدا کند. با این حال، درد پشت علل بسیار متنوع دیگری نیز دارد و به تنهایی نشانه بیماری پانکراس نیست.

سرطان پانکراس نوعی سرطان است که از سلول های پانکراس شروع می شود. بیشتر سرطان های پانکراس از نوع برون ریز هستند، اما تومورهای نورواندوکرین نیز می توانند در پانکراس ایجاد شوند.

سرطان پانکراس ممکن است در مراحل اولیه علامت مشخصی نداشته باشد. با پیشرفت بیماری، علائمی مانند زردی، کاهش وزن، کاهش اشتها، درد قسمت بالای شکم یا پشت و خستگی ممکن است ایجاد شوند.

درد قسمت بالای شکم که به پشت انتشار پیدا می کند می تواند در سرطان پانکراس دیده شود، اما علت های بسیار دیگری نیز برای درد پشت و شکم وجود دارد. تشخیص بر اساس بررسی پزشکی انجام می شود.

خیر. CA 19-9 به تنهایی نمی تواند سرطان پانکراس را تشخیص دهد. این نشانگر ممکن است در برخی بیماران افزایش پیدا کند و در کنار سایر بررسی ها برای ارزیابی یا پیگیری بیماری استفاده شود.

بله، به ویژه تومورهای سر پانکراس می توانند با فشار یا انسداد مجرای صفراوی باعث زردی، ادرار تیره و مدفوع روشن شوند. البته سنگ صفرا و سایر بیماری های صفراوی نیز می توانند چنین علائمی ایجاد کنند.

بله. دیابت و سرطان پانکراس می توانند با یکدیگر ارتباط داشته باشند، اما بیشتر افراد مبتلا به دیابت به سرطان پانکراس مبتلا نمی شوند. در برخی بیماران نیز سرطان پانکراس می تواند با دیابت جدید یا تغییر کنترل قند خون همراه باشد.

در برخی بیماران، به ویژه زمانی که بیماری محدود و قابل جراحی باشد، درمان با هدف برداشتن کامل تومور انجام می شود. در بیماری پیشرفته، هدف درمان ممکن است کنترل سرطان، کاهش علائم و حفظ کیفیت زندگی باشد.

عمل ویپل معمولا برای برخی تومورهای سر پانکراس انجام می شود. نوع و وسعت جراحی بر اساس محل تومور و میزان درگیری ساختارهای اطراف تعیین می شود.

برای افراد با خطر متوسط، غربالگری روتین سرطان پانکراس توصیه نمی شود. افراد دارای خطر ارثی یا خانوادگی بالا ممکن است به برنامه پایش تخصصی با MRI، MRCP یا EUS نیاز داشته باشند.

بیشتر موارد ارثی نیستند، اما برخی سندرم های ژنتیکی و سابقه خانوادگی می توانند خطر ابتلا را افزایش دهند. در چنین شرایطی مشاوره ژنتیک ممکن است مطرح شود.

مهم ترین علائم نارسایی برون ریز پانکراس شامل مدفوع چرب و بدبو، اسهال، نفخ، گاز زیاد، ناراحتی شکم و کاهش وزن است. در موارد طولانی مدت ممکن است کمبود ویتامین ها و سوءتغذیه نیز ایجاد شود.

خیر. مدفوع چرب می تواند در بیماری های مختلفی که باعث سوءجذب چربی می شوند دیده شود. برای تشخیص نارسایی پانکراس باید علائم، سابقه بیماری و آزمایش های مناسب مانند الاستاز مدفوع در کنار یکدیگر بررسی شوند.

آزمایش الاستاز مدفوع یکی از مهم ترین آزمایش های اولیه برای بررسی نارسایی برون ریز پانکراس است. مقدار کمتر از 100 میکروگرم در گرم به طور قابل توجهی به نفع نارسایی پانکراس است، در حالی که مقادیر 100 تا 200 میکروگرم در گرم معمولا نیازمند تفسیر بیشتر هستند.

بله. اگر نارسایی برون ریز پانکراس باعث سوءهاضمه و سوءجذب قابل توجه شود، جذب کالری و مواد مغذی کاهش پیدا می کند و ممکن است کاهش وزن و سوءتغذیه ایجاد شود.

بیماری های آسیب زننده به پانکراس می توانند علاوه بر عملکرد برون ریز، سلول های تولید کننده هورمون های پانکراس را نیز تحت تاثیر قرار دهند. در این شرایط ممکن است دیابت ناشی از بیماری پانکراس یا دیابت نوع 3c ایجاد شود.

درمان اصلی نارسایی برون ریز پانکراس، جایگزینی آنزیم های پانکراس با PERT است. این داروها باید همراه غذا مصرف شوند و مقدار آنها بر اساس شرایط بیمار، اندازه وعده غذایی و پاسخ به درمان تنظیم می شود.

معمولا حذف شدید چربی توصیه نمی شود. هدف درمان این است که با جایگزینی مناسب آنزیم های پانکراس، هضم و جذب غذا بهبود پیدا کند و بیمار بتواند یک رژیم غذایی متعادل و کافی داشته باشد.

قابل برگشت بودن آن به علت زمینه ای بستگی دارد. در برخی شرایط عملکرد پانکراس ممکن است تا حدی حفظ شود، اما در آسیب ساختاری شدید و طولانی مدت، هدف اصلی درمان جبران کمبود آنزیم ها و پیشگیری از سوءتغذیه و عوارض آن است.

زنان (تخمدان)

HRT اغلب برای زنانی که کمتر از ۶۰ سال سن دارند یا کمتر از ۱۰ سال از یائسگی آن‌ها گذشته، خطر کمتری دارد؛ اما تصمیم باید شخصی‌سازی شود.

ورزش منظم، تنظیم وزن، اجتناب از غذاهای تحریک‌کننده، استفاده از لباس‌های لایه‌ای و تکنیک‌های آرام‌سازی می‌توانند موثر باشند.

در صورت ممنوعیت HRT، داروهای غیرهورمونی مانند SSRI/SNRI، گاباپنتین، یا درمان رفتاری–شناختی می‌توانند علائم را کاهش دهند.

خیر. PCOS یک سندرم هورمونی و متابولیک است. در سونوگرافی ممکن است فولیکول های کوچک متعددی دیده شوند، اما این یافته با کیست های تخمدان تفاوت دارد و وجود آن به تنهایی برای تشخیص PCOS کافی نیست.

PCOS می تواند با اختلال تخمک گذاری همراه باشد و باردار شدن را دشوار کند، اما به معنی ناباروری قطعی نیست. بسیاری از زنان مبتلا با درمان مناسب یا حتی بدون درمان دارویی باردار می شوند.

بله. PCOS در زنان با وزن طبیعی نیز دیده می شود. اضافه وزن ممکن است برخی مشکلات متابولیک یا علائم را تشدید کند، اما شرط ابتلا به این سندرم نیست.

آزمایش ها بر اساس علائم و شرایط فرد انتخاب می شوند. ممکن است بررسی تستوسترون، TSH، پرولاکتین، 17-OH پروژسترون و قند خون لازم باشد. سونوگرافی یا AMH نیز در برخی بزرگسالان کاربرد دارد، اما برای همه افراد ضروری نیست.

خیر. ممکن است نسبت LH به FSH در برخی زنان مبتلا تغییر کند، اما این نسبت معیار تشخیصی رسمی PCOS نیست و اندازه گیری آن برای تشخیص روتین ضرورت ندارد.

در حال حاضر درمانی که در همه افراد PCOS را به طور قطعی از بین ببرد وجود ندارد. با این حال، می توان علائم را کنترل کرد و خطر بسیاری از عوارض را با سبک زندگی سالم، درمان های دارویی مناسب و پیگیری منظم کاهش داد.

خیر. متفورمین بیشتر برای برخی پیامدهای متابولیک و در شرایط منتخب استفاده می شود. نیاز به آن بر اساس وضعیت قند خون، وزن، خطر متابولیک، علائم و ترجیح بیمار تعیین می شود.

PCOS با افزایش خطر مقاومت به انسولین، پیش دیابت و دیابت نوع ۲ ارتباط دارد. این خطر در همه بیماران یکسان نیست و به همین دلیل ارزیابی قند خون و پیگیری متناسب با شرایط فرد اهمیت دارد.

بله. بسیاری از زنان مبتلا به PCOS بارداری موفقی دارند. اگر اختلال تخمک گذاری مانع بارداری باشد، درمان های تحریک تخمک گذاری و سایر روش های درمان ناباروری می توانند با نظر پزشک کمک کننده باشند.

مشکلات جنسی

اختلال نعوظ هورمونی زمانی رخ می دهد که کاهش یا افزایش غیرطبیعی هورمون هایی مانند تستسترون، پرولاکتین یا هورمون های تیروئید باعث اختلال در رسیدن یا حفظ نعوظ شود.

مهم ترین هورمون های موثر شامل تستسترون، پرولاکتین، هورمون های تیروئید (TSH, T3, T4) و در برخی موارد کورتیزول هستند. عدم تعادل در هرکدام ممکن است باعث اختلال نعوظ شود.

کاهش میل جنسی، خستگی، مشکل در حفظ نعوظ، کاهش انرژی، افسردگی و کاهش توده عضلانی از علائم شایع اختلال نعوظ با منشأ هورمونی هستند.

تشخیص با بررسی شرح حال، معاینه بالینی، آزمایش هورمون هایی مثل تستسترون، پرولاکتین و تیروئید و در صورت نیاز تصویربرداری برای بررسی هیپوفیز انجام می شود.

بله. با شناسایی علت زمینه ای، عموماً درمان شامل تنظیم هورمون ها، درمان تیروئید، کاهش پرولاکتین یا تجویز تستسترون است. بسیاری از بیماران پس از درمان، عملکرد جنسی طبیعی پیدا می کنند.

وقتی اختلال نعوظ همراه با کاهش میل جنسی، خستگی شدید، تغییرات وزن، ترشح شیر، کاهش توده عضلانی یا تغییرات خلقی باشد، احتمال علت هورمونی وجود دارد و نیاز به ارزیابی متخصص غدد است.

نه لزوما. کاهش تستوسترون یکی از علل احتمالی است، اما استرس، افسردگی، کمبود خواب، بیماری های مزمن، داروها، اختلالات تیروئید و عوامل رابطه ای نیز می توانند باعث کاهش میل جنسی شوند. تشخیص کمبود تستوسترون نیازمند وجود علائم سازگار و تایید آزمایشگاهی مناسب است.

کم کاری تیروئید می تواند با اختلال عملکرد جنسی و کاهش میل جنسی همراه باشد. در برخی افراد، درمان مناسب اختلال تیروئید باعث بهبود این مشکلات می شود.

بله. افزایش پرولاکتین می تواند محور هورمون های جنسی را مختل کند و باعث کاهش میل جنسی شود. در صورت تایید افزایش پرولاکتین، علت آن باید توسط پزشک بررسی شود.

تغییر میل جنسی در طول زندگی طبیعی است، اما کاهش پایدار یا آزاردهنده میل جنسی می تواند نیازمند بررسی باشد. یائسگی، اختلالات هورمونی، داروها، استرس، مشکلات روانی و عوامل رابطه ای همگی می توانند نقش داشته باشند.

یک آزمایش ثابت برای همه افراد وجود ندارد. بر اساس جنسیت، سن، علائم و سابقه پزشکی ممکن است بررسی تستوسترون، پرولاکتین، TSH، Free T4 یا سایر آزمایش های هورمونی درخواست شود.

خیر. ابتدا باید کمبود تستوسترون با روش مناسب تایید شود و علت آن مشخص شود. سپس پزشک با توجه به شرایط فرد، فواید و خطرات درمان را بررسی می کند.

بله. استرس، اضطراب، افسردگی، خستگی و کمبود خواب می توانند حتی در صورت طبیعی بودن آزمایش های هورمونی، میل جنسی را کاهش دهند.

اگر کاهش میل جنسی پایدار باشد و همراه با علائمی مانند کاهش تستوسترون، اختلال قاعدگی، ترشح شیر از پستان، علائم تیروئید، ناباروری یا سایر نشانه های اختلال هورمونی باشد، مراجعه به متخصص غدد می تواند برای بررسی علت زمینه ای مفید باشد.

تستوسترون پایین می تواند با اختلال عملکرد جنسی و در برخی شرایط با کاهش تولید اسپرم همراه باشد. علت کاهش تستوسترون اهمیت زیادی دارد و باید LH و FSH و در صورت نیاز سایر هورمون ها نیز بررسی شوند.

تستوسترون خارجی و استروئیدهای آنابولیک می توانند با سرکوب LH و FSH باعث کاهش شدید تولید اسپرم شوند. بنابراین تستوسترون بالای ناشی از مصرف دارو با تستوسترون طبیعی بدن یکسان نیست.

تستوسترون خارجی می تواند تولید اسپرم را سرکوب کند. بنابراین در مردی که قصد باروری دارد، درمان با تستوسترون باید با دقت بسیار و پس از بررسی گزینه های مناسب انجام شود و نباید خودسرانه مصرف شود.

ممکن است ارتباط داشته باشد، اما رابطه مستقیم و یکسانی در همه مردان وجود ندارد. علت کاهش تستوسترون و وضعیت LH و FSH اهمیت زیادی دارد.

FSH بالا می تواند نشانه اختلال در اسپرم سازی باشد، به ویژه زمانی که تعداد اسپرم بسیار پایین یا آزواسپرمی وجود داشته باشد، اما FSH به تنهایی تشخیص قطعی ناباروری نیست.

LH پایین می تواند در هیپوگنادیسم ثانویه دیده شود، به ویژه اگر تستوسترون نیز پایین باشد. علت آن می تواند در هیپوتالاموس یا هیپوفیز باشد و نیاز به بررسی بیشتر دارد.

بله. افزایش پرولاکتین می تواند با اختلال محور هیپوتالاموس - هیپوفیز - بیضه و کاهش میل جنسی یا تستوسترون همراه باشد. علت افزایش پرولاکتین باید مشخص شود.

خیر. آزمایش های هورمونی برای همه مردان به صورت یکسان لازم نیستند. بر اساس راهنمای AUA/ASRM، در شرایطی مانند الیگواسپرمی یا آزواسپرمی، اختلال میل جنسی یا نعوظ، کوچک بودن بیضه ها یا شواهد اختلال هورمونی، بررسی تستوسترون و FSH اهمیت بیشتری پیدا می کند.

در بسیاری از مردان تولید اسپرم پس از قطع تستوسترون خارجی می تواند به تدریج بازگردد، اما زمان و میزان بهبود متفاوت است و ممکن است ماه ها طول بکشد. در برخی افراد نیز بهبود می تواند طولانی تر باشد.

در بعضی موارد، بله. درمان به علت بستگی دارد و ممکن است شامل درمان بیماری زمینه ای، درمان اختلال پرولاکتین، تحریک هورمونی با داروهایی مانند hCG و FSH در بیماران مناسب یا سایر روش های تخصصی باشد.

خیر. تولید اسپرم به مجموعه ای از عوامل هورمونی، عملکرد بیضه و سلامت مسیر تولید و انتقال اسپرم وابسته است. بنابراین ممکن است مردی تستوسترون طبیعی داشته باشد اما آزمایش اسپرم او غیرطبیعی باشد.

بله. دیابت می تواند از طریق آسیب عصبی، اختلال جریان خون، اختلال عملکرد عروق، تغییرات هورمونی و عوامل روانی احتمال اختلال نعوظ را افزایش دهد.

بله. کاهش میل جنسی، اختلال برانگیختگی، کاهش روان سازی واژن، اختلال ارگاسم و درد هنگام رابطه از مشکلاتی هستند که ممکن است در زنان مبتلا به دیابت دیده شوند.

کنترل مناسب دیابت برای پیشگیری و کند کردن پیشرفت برخی عوارض عصبی و عروقی مهم است، اما اگر آسیب عصبی یا عروقی ایجاد شده باشد، ممکن است به درمان اختصاصی اختلال جنسی نیز نیاز باشد.

بسیاری از مردان مبتلا به دیابت می توانند از داروهای PDE5 استفاده کنند و این داروها درمان خط اول در بسیاری از موارد هستند، اما پاسخ ممکن است متفاوت باشد و این داروها برای همه افراد مناسب نیستند. به ویژه مصرف همزمان داروهای نیتراتی می تواند خطرناک باشد.

اختلال نعوظ با بیماری عروقی و عوامل خطر قلبی عروقی ارتباط دارد و در مردان مبتلا به دیابت باید در کنار درمان اختلال جنسی، عوامل خطر قلبی عروقی نیز بررسی شوند.

کمبود تستوسترون می تواند باعث کاهش میل جنسی و برخی مشکلات عملکرد جنسی شود، اما وجود دیابت به تنهایی به معنای کمبود تستوسترون نیست. تشخیص باید بر اساس علائم و آزمایش مناسب، معمولا اندازه گیری تستوسترون صبحگاهی، انجام شود.

سوالات عمومی

خواب کافی به ترشح مناسب هورمون رشد، کاهش کورتیزول و حفظ حساسیت به انسولین کمک می‌کند، در حالی که کم‌خوابی تعادل هورمونی را برهم می‌زند.

استرس مزمن موجب افزایش طولانی‌مدت کورتیزول شده و عملکرد هورمون‌های تیروئیدی، رشد و باروری را مختل می‌کند.

برنامه خواب منظم، کاهش نور صفحه‌نمایش قبل از خواب، ورزش سبک، مدیتیشن و کاهش کافئین از موثرترین راه‌ها هستند.

بسته به نوع بیماری و وضعیت کنترل آن، معمولاً هر ۳ تا ۶ ماه یک‌بار.

بله، به شرطی که آزمایش‌ها و مدارک پزشکی به روز باشند. برای ویزیت آنلاین به سایت دکترتو مراجعه فرمایید یا اینجا رو کلیک کنید

فوق تخصص غدد و متابولیسم پزشکی است که در تشخیص و درمان بیماری‌های هورمونی و متابولیکی مانند دیابت، مشکلات تیروئید، پوکی استخوان و اختلالات هورمونی تخصص دارد.

دیابت و قند خون، اختلالات تیروئید، پوکی استخوان، چاقی، اختلالات هورمونی زنان و مردان، مشکلات غده هیپوفیز و فوق کلیه، از جمله بیماری‌هایی هستند که فوق تخصص غدد به درمان آن‌ها می‌پردازد.

اگر علائمی مانند تغییرات وزن بدون دلیل، خستگی مداوم، تغییرات خلقی، ریزش مو، نامنظمی قاعدگی یا علائم مشکوک به بیماری‌های هورمونی دارید، مراجعه به فوق تخصص غدد ضروری است.

متخصص داخلی بیماری‌های عمومی داخلی را درمان می‌کند؛ اما فوق تخصص غدد بعد از گذراندن دوره تخصص داخلی، آموزش پیشرفته در زمینه اختلالات هورمونی و متابولیک دیده و توانایی بیشتری در مدیریت بیماری‌های پیچیده غدد دارد.

برای درمان دیابت در تهران، مراجعه به فوق تخصص غدد دیابت ضروری است. دکتر نسرین عسگری با تجربه و روش‌های نوین درمانی، خدمات فوق تخصصی غدد دیابت در تهران را ارائه می‌دهد.